این وبلاگ حاصل تلاش دانشجویان دکتری جامعه شناسی است.نقل مطالب با اجازه از مدیریت وبلاگ بلامانع است.
روی ادامه کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 20:24  توسط  ali mirzamohammadi  | 

مقدمه مترجم

 امروزه انتقادهای زیادی از تحقیق کمی می شود.یکی از مهمترین این انتقادها، ماشینی شدن جریان تحقیق است.اگر سری به میدان انقلاب تهران و به احتمال خیابان های نزدیک بسیاری از دانشگاههای کشور بزنید،بر روی دیوارها صدها تبلیغ انجام پروژه و تحقیق را خواهید دید.تحقیق کمی این مجال را به عده ای " پژوهشگرنما " داده است تا از ضعف ها و میانبرهای تحقیق کمی سوء استفاده کنند.این پژوهشگرنماها حتی بدون انجام پژوهش و تنها با داده سازی در نرم افزارهایی مانند SPSS فرضیه های مورد نظر شما را تائید می کنند!نتیجه کار پژوهش هایی آبکی و بی خاصیت است که متاسفانه روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود.

خلاصه آنکه متاسفانه تحقیق کمی به کارخانه ماکارونی سازی شباهت یافته است که محصولات آنها در عین ظاهرِ متفاوتِ رشته ای ، پاستا یا آشیانه ای از نظر ماهیت تفاوتی باهم ندارند!البته من منکر نتایج پژوهش های کمی اصولی نیستم اما در این آشفته بازار پژوهش های آبکی شاید چاره کار آن است که به تحقیق کیفی بیشتر بها بدهیم.چرخش دانشگاهها و مراکز پژوهشی ما به تحقیق کیفی شاید این مجال را به ما بدهد که برای مقابله با آسیب های پژوهش کمی بیشتر تامل کنیم.اما بسیاری از پژوهشگران به دلیل دشواری کار از تحقیق کیفی گریزان اند.به این جهت طراحان نرم افزاری به فکر افتاده اند تا این روند را برای آنها تسهیل کنند.

در حال حاضر سه نرم افزار معروف جهانی در تحلیل کیفی وجود دارد.این سه ATLAS.ti ، NUD.IST یا NVivo و MAXqda هستند.این سه نرم افزار بسیار شبیه یکدیگر هستند و تقریبا" کارهای مشابهی را در تحلیل کیفی انجام می دهند.اما محیط نرم افزار ATLAS.ti بسیار ساده تر از دو نرم افزار دیگر است و شیوه های نمایش اطلاعات و نصب نرم افزار در آن ساده تر است.هرچند نسخه ی آزمایشی موجود در اینترنت محدودیت هایی در حجم اطلاعات تحلیلی دارد اما بر خلاف دو نرم افزار دیگر محدودیت زمانی وجود ندارد و مانند دو نرم افزار دیگر یک ماهه نیست.از طرف دیگر طراحان نرم افزار شیوه های کار با این نرم افزار را با مثال های مختلف به کاربران ارایه می دهند.این امتیازات موجب شده است تا  مترجم، این نرم افرار را در قالب یک کتاب به کاربران ایرانی معرفی کند.امید است انتشار این کتاب مقدمات برگزاری کارگاههای آموزشی این نرم افزار را در دانشگاهها و مرکز پژوهشی ما فراهم کند و به رونق تحقیق کیفی کمک کند.

این کتاب ترجمه و اقتباسی است از ویرایش دومUser's Manual for ATLAS.ti   که توسط آقای توماس موهر( Thomas Muhr) در موسسه Scientific Software Development برلین آلمان  به رشته تحریر درآمده وکاربردها و مفاهیم نرم افزار اطلس تی آی را شرح می دهد. نوع اولیه این برنامه در دانشگاه تکنیکال برلین آلمان با نام  ATLAS.ti ( 1992-1989) طراحی شده است. از 1993 نرم افزار بیشتر در نسخه های تجاری منتشر شده است. در سال 1997 نسخه 4.1 اطلس تی آی برای ویندوز منتشر شده است. محصول چندمنظوره اطلس تی آی در کل جهان ، به یکی از مهمترین ابزار های ممتاز در تحلیل داده های کیفی تبدیل شده است.

 ATLAS.ti خدمات سودمند و قدرتمندی در تحلیل کیفی داده های متنی ، تصویری ، صوتی و ویدیویی فراهم می کند. این برنامه بیشتر بر تحلیل های کیفی تاکید دارد  تا تحلیل کمی .هرچند ATLAS.ti در اصل برای علوم اجتماعی طراحی شده است، در استفاده زمینه هایی که  انتظار نمی رفت نیز می تواند سودمند باشد. این زمینه ها شامل روان شناسی ، ادبیات ، پزشکی ، متون ، سبک شناسی ،فقه ، تاریخ ، جغرافی ، الهیات و حقوق است. هر روز زمینه های تازه و  متفاوتی ظاهر می شوند که فواید کاملا" پربار برنامه را در کار با داده های تصویری ، صوتی و ویدیویی نشان می دهند. هدف اصلی ابداع ATLAS.ti بهبود ابزاری بود که مفسران انسانی را در دستیابی موثر به مقادیر زیادی از مواد تحقیقی ، یادداشت ها و نظریه های مربوطه کمک کند. هرچند ATLAS.ti به غنای فعالیتهای مربوط به تحلیل داده ها و تفسیر می افزاید ، هدف آن خودکارسازی این فرایندها نیست.

در این کتاب استراتژی های روش شناختی تحلیل داده های کیفی یا تفسیر متن مطرح نخواهد شد. نیازی ندارد که کتاب را به صورت زنجیروار از اول تا آخر بخوانید. ممکن است به بخش هایی سر بزنیدکه مفاهیم آن برایتان آشنا هستند ، یا ممکن است مستقیما" به بخش هایی بروید که کاربردهای مورد علاقه شما را توضیح می دهند یا ممکن است آنرا به عنوان مرجع راهنمای جستجوی اطلاعات کلید واژه های ویژه مورد استفاده قرار دهید. برای کاربرانی که اطلاعاتی درباره اطلس تی آی ندارند توصیه می کنیم که برای آشنایی با مفاهیم مورد استفاده با اطلس تی آی و مرور بر کاربردهای آن ،  فصول اولیه کتاب را مطالعه کنید. این بخش ها عبارتند از :مفاهیم اصلی ؛ مروری بر ابزارکارگاهی ؛ فضای کار اصلی : ویرایشگر HU  . به منظور تنظیم پروژه ، توصیه می شود که فصول مدیریت پروژه و تهیه مدارک را مطالعه کنید. به منظور کار در سطح اصلی مانند ایجاد بریده ، کدگذاری  و نگارش یادداشت از فصل با عنوان کار در سطح متنی کمک بگیرید.کاربردهای پیشرفته تر در فصل " سطح مفهومی : شبکه ها "  توضیح داده شده است. زنجیره فصول از مراحلی تبعیت می کند که برای شروع کار با پروژه اطلس تی آی ضروری است.نخست، مفاهیم اصلی ATLAS.ti و سپس همه ابزارهای موجود مرور شده اند. این فصول مقدماتی هستند .در ادامه ،فصول با جهت گیری نظری ،و سپس  با جهت گیری عملیاتی یعنی آموزش گام به گام پی گیری می شود.بعد از تنظیم پروژه ، کارهای اساسی مانند کدگذاری ، جستجوی متن، خودکدگذاری ، نگارش یادداشت و غیره انجام می گیرد .نهایتا"کارهای سطح مفهومی مانند ویرایش شبکه شرح داده خواهد شد که بر اساس کار در سطح متنی انجام می گیرد. در فصل منابع درباره نحوه دریافت پشتیبانی و اطلاعات بیشتر درباره نرم افزار توصیه های سودمندی خواهید دید.در فصل آخر توضیحات کوتاه و مفیدی درباره رفع نقص ها و اشکالات مطالبی ارایه خواهد شد.

با تجربیاتی که مترجم کتاب داشته ممکن است در ورود متون فارسی به محیط نرم افزار مشکلاتی ایجاد شود.اینچنین مشکلاتی حتی در خروجی نرم افزار SPSS نیز پیش می آید.اکثریت این مشکلات ریشه در عدم تناسب برخی از فونت های فارسی با محیط این نرم افزاردارد. به این جهت بهتر است چند تدبیر کلیدی را برای کاربران محترم متذکر شوم:

1-    اگر نام فایل شما فارسی است آنرا به حروف انگلیسی مجددا" نامگذاری کنید. این نرم افزار ، متون با نام فارسی را نمی تواند باز کند.

2-    در منوی extras  زیر منوی   General Preferences باید دگمه Font را انتخاب کرده و در این بخش فونت متناسب با فارسی را انتخاب کنید.

نیز در بخش Text Editor نیز گزینه های متناسب با فارسی را علامت بزنید.

به همراه این کتاب سی دی برنامه نیز وجود دارد که آنرا نصب کرده و بخش های مختلف کتاب را  با آن اجرا نمایید.

مترجم کتاب مجبور شده برای واژه های تخصصی کتاب معادل های فارسی جدیدی را بسازد. ساخت این واژه ها بر اساس هارمونی ، معنا ، سهولت تلفظ و  دلنشینی واژگانی بوده است. اما این به معنای قطعی بودن معادلهای پیشنهادی نیست. مترجم آنها را موقتی تلقی نموده و از تمامی اساتید می خواهد چنانچه معادلهای بهتری را سراغ دارند از طریق ایمیل ali.mirzamohammadi@yahoo.com  پیشنهاد نمایند.

                                                                                                         علی میرزامحمدی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 20:19  توسط  ali mirzamohammadi  | 

آموزش خصوصی نرم افزار ATLAS.ti

مشاوره تحلیل کیفی

برگزاری کارگاههای آموزشی نرم افزار ATLAS.ti  در دانشگاهها با هماهنگی معاونت پژوهشی دانشگاهها

جهت هماهنگی با ali.mirzamohammadi@yahoo.com تماس بگیرید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 20:9  توسط  ali mirzamohammadi  | 

برای تماس با مدیر وبلاگ
مشاوره برای انجام پروژه های تحقیقاتی کیفی

در رشته های علوم اجتماعی و موضوعات مرتبط در دیگر رشته ها

با ایمیل زیر تماس حاصل کنید :

ali.mirzamohammadi@yahoo.com

 


برچسب‌ها: مشاوره برای انجام پروژه های تحقیقاتی کیفی
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1391ساعت 12:37  توسط  ali mirzamohammadi  | 

1- جمعیتی ظرف 20 سال از 25 میلیون نفر به 50 میلیون نفر رسیده است . میزان متوسط رشد سالیانه جمعیت در این 20 سال چقدر بوده است ؟

1)3                          2)2/3                                  3) 5/3                                  4) 8/2

2- کدام اصطلاح زیر،معرف سنی است که بعد از آن سن، دیگر ازدواجی صورت نمی پذیرد؟

1) سن تجرد قطعی       2) سن ازدواج دیررس     3) سن 45 سالگی مداوم      4) سن 60 سالگی مداوم

3- در جمعیتی در طول سال 50 هزار واقعه مرگ  و 120 هزار واقعه ولادت رخ داده است . اگر تعداد متوسط جمعیت در طول سال 5 میلیون نفر باشد ، میزان یا نرخ رشد طبیعی جمعیت در آن سال چند درصد است ؟

1)4/1                         2)5/1                                   3) 7/1                               4) 2

4-کدام شاخص عبارت از کسری است که صورت آن تعداد طلاقهای واقع شده طی یکسال و مخرج آن جمعیت همسردار میانه سال است؟

1)میزان همسرداری      2) میزان ناخالص طلاق     3) میزان ازدواج زنان مطلقه    4) میزان خالص طلاق

5- در روستایی 100 مرد و 105 زن زندگی می کنند . نسبت جنسی در این روستا چقدر است ؟

1)105                       2)100                                 3) 95                                4) 5/102

6- در جمعیتی میزان ناخالص تجدید نسل (GRR) مساوی 1 است . اگر نسبت جنسی هنگام ولادت مساوی 105 باشد ، میزان باروری کل ( TFR) چقدر است ؟

1)2                          2)05/2                                3) 1/2                               4) 95/1

7- در جمعیتی از هر 100 نفر 51 نفر زن است . نسبت جنسی در این جمعیت چقدر است ؟

1)96                        2)104                                3)105                               4)100

8- در صورتیکه میزان موالید یک جمعیت 5 میلیون نفری در سال 1379 مساوی 27 در هزار باشد و طی همین سال 2430 کودک زیر یک سال در این جامعه فوت کرده باشند ، میزان کلاسیک مرگ و میر اطفال در این جامعه چقدر است ؟ (بر حسب هر هزار نفر)

1)8                         2) 18                              3) 28                               4) 48

9- اگر احتمال مرگ و میر بین 5 تا 10 سالگی [ 5q5] برابر 02153/0 باشد ، احتمال بقاء برای همین فاصله سنی (5p5  ) چه اندازه خواهد بود ؟      

     1)87847/0                  2)97847/0                   3)08152/0                         4)00613/0

10- اگر تعداد بازماندگان یک نسل در سن 5 سالگی درست 500 نفر و در سن 7 سالگی درست 480 نفر باشد، احتمال مرگ و میر در فاصله 5 تا 7 سالگی چقدر است ؟

1) 01/0                              2)04/0                             3)06/0                              4) 18/0

11- در یک جمعیت فرضی s0=10000  ، s1=9600 و  e1=69/08  ،   e0   (امید زندگی در بدو تولد) چقدر است ؟

1)3/67                             2) 5/69                             3) 70                                  4)2/71  

12-نسبت دخترزایی با ضریب تأنیث در جمعیت های بشری چه اندازه است ؟

1)488/0                   2) 500/0                        3) 512/0                           4) 884/0

13-کدامیک از عوامل زیر در جوامع غیر مالتوسی، تاثیر زیادی در کاهش یا افزایش باروری ندارد؟

1)میزان ازدواج خالص         2)طول ازدواج       3) میزان ازدواج ناخالص       4) مرگ و میر عمومی

14- در کدام نوع شاخص های جمعیتی ، پدیده مورد بحث برای یک سن مداوم و در دو نسل اتفاق می افتد؟

1) میزانهای نسلی             2) میزانهای کلاسیک                 3) سهم                      4) نسبت

15-کدام شاخص یکی از دقیق ترین شاخص ها و ابزار شناخت و سنجش سطح بهداشتی و اجتماعی- اقتصادی جمعیت است ؟

1)میزان مرگ ومیر عمومی  2) میزان مرگ ومیر نوزادان 3)میزان مرگ و میر جوانان  4) میزان مرگ ومیر زنان

16-برای مطالعه دقیق امر ازدواج ،بهتر است از کدام طبقه بندی سنین استفاده شود؟

1)گروه سنی پنجساله           2)گروه سنی دهساله             3)سنین منفرد             4)گروه سنی بزرگ

17-با دخالت دادن کدامیک از عوامل زیر ، رشد جمعیت تبدیل به رشد مطلق جمعیت می شود؟

1)زاد و ولد           2)مهاجرت              3)ازدواج و طلاق             4)مرگ و میر

18-هرگاه تعداد ازدواجهای بین سن 25 و 26 سالگی درست 1500 و تعداد مجردین سن 25 سالگی 12000 نفر باشد.نسبت مجردین در این سال چقدر خواهد بود؟

1)875/0                            2)25/0                                  3) 125/0                            4)8

19- اگر فاصله بین موالید یک زن (در طول 35 سال دوره باروری اش) 7 سال باشد، باروری کل این زن چقدر خواهد بود؟

1)5                             2)7                                    3)4                                     4)2

20- هرگاه میزان موالید خام یک منطقه فرضی 1/11 در هزار و جمعیت میانه سال همان منطقه 720000 نفر باشد، تعداد متولدین آن سال چقدر است؟

1)6486                         2)64864                             3)79950                           4)7992

4

3

2

1

 

 

 

 

 

1

 

 

 

 

2

 

 

 

 

3

 

 

 

 

4

 

 

 

 

5

 

 

 

 

6

 

 

 

 

7

 

 

 

 

8

 

 

 

 

9

 

 

 

 

10

 

 

 

 

11

 

 

 

 

12

 

 

 

 

13

 

 

 

 

14

 

 

 

 

15

 

 

 

 

16

 

 

 

 

17

 

 

 

 

18

 

 

 

 

19

 

 

 

 

20

موفق باشید
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 19:34  توسط  ali mirzamohammadi  | 

فکوهی
مزدک دانشور

اگر چه سلامت طبق تعریفهای جهانی آن به معنای نبود بیماری نیست بلکه چیزی فراتر از آن است، اما شاید بتوان گفت که در صورت نبود بیماری سلامت برای ما معنایی نداشت. این بیماری است که در تاریخ انسانی به ما یادآوری می کند که وضعیتی نیز وجود دارد رها شده از درد و رنج. پس اگر بیماری را در مرکز شناخت بگذاریم و مولفه های ایجاد آن را بررسی کنیم شاید بتوان تا حدودی به آنچه که سلامت می باید باشد، نزدیک شویم. در حقیقت راههایی که موجد بیماری است می تواند مسیرهایی باشد که سلامت نیز از آن حاصل شود. با همه ی اینها اگر مسیرهایی مولد بیماری به سادگی قابل شناخت بودند دیگر نیازی به پزشکان و بیمارستانها و نهادهای عریض و طویل بهداشتی و درمانی نبود. پس می توان نتیجه گرفت که یافتن مولفه های بیماری در دنیای پیچیده ی امروز به پیچیدگی شناخت خود این جهانند.
    با کشف باکتریهای مولد بیماری در اواخر قرن نوزدهم و سپس شناخت ویروسها و به صورت متاخر پرایونها (مولدین جنون گاوی و یا آنچه آنسفالیت کرتسفلت جاکوب نامیده می شود) اعتماد به نفس پزشکان تا آنجا افزایش یافت که فکر می کردند به بیماری غالب آمده اند و کابوسهای قرون وسطایی طاعون، وبا و آبله برای همیشه پایان گرفته است. سلاحهای پزشکان در این دوره های شادکامی واکسیانسیون، آنتی بیوتیک و جراحی بود و بیمارستانهای عظیم با تعداد هر چه بیشتر تختهای بیمارستانی، شاخصه های "سلامت" یک جامعه را نقش می زد. اما با کنترل بیماریهای واگیردار و ورود به عصری که در آن رفاه و رضایت، نمایه های جهان غرب بود، ناگهان بیماریهای دیگری سر برآوردند. بیماریهایی که از همان رفاه، شهرنشینی و تغییر الگوهای تغذیه وزندگی  برمی خواستند که قرار بود شادکامی و رفاه کامل روانی- بدنی را حاصل کند و طرفه آنکه دیگر کاری از بیمارستانها و واکسیانسیون و آنتی بیوتیک بر نمی آمد. با وارد شدن ویروسهای مهلک و همه گیری چون اچ آی وی به عرصه، بار دیگر پزشکان درمانگرا و بیمارستان دوست آچمز شدند چرا که که این پزشکان شاهد از دست رفتن بیمارانشان از بیماریهایی بودند که سالها بود کسی را نمی کشت آنهم در نهادهای مقدسشان یعنی بیمارستان! سرطان نیز اگر چه در تاریخ طب مکتوب امری شناخته شده بود با افزایش طول عمر، تغییر عادات غذایی و تفریحات (چون سیگار و الکل و...) گسترش غریبی یافت و تبدیل به دیگر نقطه ی شکست پزشکان مغرور شد. غروری که از زمان تاسیس دانشکده های مدرن طب، تاسیس اتاقهای تشریح و به قلمرو کشاندن تن انسانی به کلیسای مقدس پزشکی این اعتماد به نفس کاذب را به آنان بخشیده بود که بدن انسانی را در قلمرو خود دارند و سلامتیش را تامین می کنند و در صورت لزوم دم مسیحایی به آن می دمند. دریغ که هر امری ضد خود را در درون خویش بر می سازد و مجموعه ای که بتواند تمام مجموعه ها را در بر بگیرد هیچگاه به عرصه نمی آید. پزشکی نیز با همه تلاشش برای پزشکی کردن جامعه نتوانست حداقلهای لازم برای تامین سلامت را که "نبود بیماری" است تامین کند و یک دهه پس از پایان قرن بیستم و در تاریخی که آرتور سی کلارک اودیسه های فضایی اش (اودیسه فضایی2010) را در داستانهای تخیلی و برای جنگ با کامپوترهایی تمامیت خواه به فضای لایتناهی می فرستاد، پزشکی ناتوان از گسترش تمامیت خواهی خود بر سر دو راهی ایستاده است: پزشکی شدن یا اجتماعی شدن؟
    پزشکان می توانند به جای اینکه دستهایشان را بالا ببرند، خود را پشت تکنولوژی، نهادهای عریض و طویل و پیشرفتهای دارویی پنهان کنند و بر نهج قدیم پافشاری کنند. آنها می توانند دست در دست سرمایه، پزشکی را به امری همه گیر بدل کنند که برای از فرق سر تا نوک پا، از لحظه ی تولد تا بستر مرگ، از سردرد معمولی تا سرطانهای مرحله ی آخر دارویی در جیب دارد یا درمانی را پیشنهاد می کند و یا بر جراحی ای تاکید می ورزد. پزشکی می تواند بدون توجه به عوامل فرهنگی اجتماعی و اقتصادی مولد و موجد بیماری فقط و فقط بر خصلتهای بیولوژیک بیماری پای بفشرد، عامل بیماریهای روانی را در ژنتیک جستجو کند و به جای آنکه بر روشهای پیشگیری، تغییر رفتار و یا حتی رادیکالتر تغییر شیوه ی تولید و توزیع قدرت و امکانات پای بفشرد بر درمان و درمان و درمان تاکید کند. تاکیدی که البته خود بیماری و بیمار را در چنبره ی مصرف و کالایی شدن درمان گرفتار می کند و بیماری ای دیگر می آفریند که نه فقط بار اجتماعی بیماری را افزون می کند که بر بیگانگی انسان از جهانی که ناتوان از تامین امنیت برای اوست منجر می شود. امنیتی که نه در داروهای متعدد برای هر درد بی درمان و نه در متدهای هردم پیچیده شوند ی جراحی نهفته است. امنیتی که اگر از سوی پزشکی مدرن تصویر و تامین نشود آغوش گشوده ای خواهد بود به درمانهای مبتذلی که نامهای معتبری چون پزشکی جایگزین و سنتی برخود بار می کنند.
    پزشکان اما می توانند فروتنی پیشه کنند، از روند مخرب سرمایه سالاری، دارومحوری و درمان نگری دوری کنند، بر عوامل اجتماعی بیماری صحه بگذارند و به جای آنکه خود را تنها مرجع حل و فصل مساله ی سلامت انسانها بدانند، به انسان شناسان، پژوهشگران فرهنگ، اقتصاددانان اجتماعی و جامعه شناسان فضایی بدهند تا بیماری را نه فقط تغییر در فعل و انفعالات شیمیایی بدن که در تغییرات و کژکاریهای جامعه و فرهنگ و اقتصاد ببینند، دارو را غایت درمان ندانند بلکه تغییر در شیوه ی زندگی را مهم بدانند. به جای آنکه بر ژنتیک در ایجاد بیماری رسمیت بدهند، ژنتیک را در بستر گسترده تریcontext  ببینند که از میان انتخابهای میسر می تواند یکی را بر می گزیند و اگر بتوان شیوه ی انتخاب این ژنها را "در روند زندگی" تحت تاثیر قرار داد بروز آنها را می توان به تاخیر انداخت یا سرعت بخشید. سیاستهای کلان چه در ابعاد محلی و ملی و چه در ابعاد بزگتر جهانی را بر تولید بیماری موثر بدانند، فقر، خشونت ساختاری، ناامنی، استثمار، جنگ و از خودبیگانگی انسانها را عامل دردهایی بدانند که بشریت بدان مبتلا می شود و برای جهانی تلاش کنند که انسان پناه انسان باشد و نه گرگ برادرش...جهانی که در آن پزشکی می تواند با فراغ بال و بی دغدغه ی بازتولید سرمایه به درمان و همدردی با بیمارانی بپردازد که عوامل اجتماعی نتوانسته از بروز آنها پیش گیری کند ، نهادهای مقدسش چون بیمارستان و تیمارستان  را به پشت سر بنهد و در جهانی نو به نقشی که بر عهده ی او گذاشته شده است با لبخند و گشاده رویی عمل کند.
    اینجاست که نقش کسانی که جهان نو را تصویر می کنند برجسته می شود. آیا آنان می توانند در برابر ایدئولوژی نئولیبرالی که با تکیه بر رسانه های جمعی مطیع سرمایه داری متاخر، سودمحوری را نه فقط در عرصه ی پزشکی که در تمامی لحظه های زندگی تبلیغ می کنند، بایستند؟ آیا رویای جهانی بدون ترس می تواند جایگزین حرص لجام گسیخته شود؟ آیا چپگرایان ایران می توانند چون همنبردان جهانی شان پزشکی و سلامت را نیز به عرصه ی اجتماعی بکشانند و برای رنج هر روزه ی هزاران انسان راه حلی اجتماعی، ترقی خواهانه و غیر سرمایه سالارانه عرضه کنند؟
 

دکتر مزدک دانشور، عضو گروه انسان شناسی و جامعه شناسی  پزشکی در انسان شناسی و فرهنگ و  گروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران است.

 این یادداشت نخستین بار  در نشریه ی سپید (نشریه جامعه پزشکی کشور) منتشر شده و برای بازنشر به انسان شناسی و فرهنگ ارائه شده است.  
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:50  توسط  ali mirzamohammadi  | 

  • شماره 1308
  • دوشنبه,10 مرداد 1390
  • 2011 1 August
  • ٠٢ رمضان ١٤٣٢
    • دولت بايد با كارهاي فرهنگي، نگرش بيماران به پزشكان را اصلاح كند
    • طب سنتي مخاطبان طب مدرن را بي‌اعتماد كرده است
    • فرهنگ ایرانی‬ (13) / دكتر بابك زماني متخصص مغز و اعصاب

    • ابتدا بايد پرسيد واقعا نسبت به طب مدرن بي‌اعتمادي وجود دارد؟ براي پاسخ به اين سوال، اول بايد اعتماد را تعريف كرد و به‌سادگي پرسيد منظور ما از اعتماد چيست و چگونه مي‌توان آن را ارزيابي كرد و تا چه ميزان اعتماد مطلوب است؟ آيا اساسا افزايش اعتماد به طب مدرن تا هر ميزان مطلوب است؟ بايد پرسيد اين ميزان اعتماد را با چه چيزي مي‌توان مقايسه كرد، با ساير سيستم‌هاي خدماتي مثل هواپيما يا با...؟ پاسخ روشني براي هيچ‌كدام از اين سوالات در دست نيست و پاسخ اين سوالات نيز خود موضوعي اساسي است كه تنها از طريق مطالعات علمي دقيق به دست خواهد آمد. وقتي‌كه تعريف روشني از اعتماد و نحوه ارزيابي آن نداشته باشيم و به ياد آوريم كه برخي از بالاترين دستمزدها در سطح جهان به برخي اقدامات عملي پزشكي در كشور ما پرداخت مي‌شود، ممكن است تصور كنيم كه اعتماد به جامعه پزشكي در كشور ما در بالاترين حد خود است و اگر به ياد آوريم كه دستمزد يك شرح حال و نهايتا يك تشخيص پزشكي - كه واجد عناصر بسيار گوناگوني است - در كشور ما در حد پايين‌ترين دستمزد‌هاي جهاني است، ممكن است اين‌گونه به نظر‌ آيد كه اعتماد اجتماعي به «كار» پزشكي وجود ندارد كه سازمان‌هاي پرداخت‌كننده، دستمزد آن را چنين تحقير مي‌كنند!
      از سوي ديگر، گاه وقتي‌كه در نظر مي‌آوري كه بسياري از بيماران چه انتظاراتي از پزشكان دارند و چه تصورات اعجاب‌آوري از امكانات پزشكي پيدا كرده‌اند كه حتي مفهوم تقدير را در ذهن آنان تضعيف كرده يا حتي به جاي آن نشسته، آرزو مي‌كني ‌اي كاش اين احساس كه شايد بتوان آن را هم «اعتماد» ناميد، اندكي كمرنگ شود. بنابراين اگرچه نمي‌توان درباره اعتماد به جامعه پزشكي در كشور ما حكمي صادر كرد اما قطعا مي‌توان درباره كليت اعتماد به كار پزشكي و عناصر تشكيل‌دهنده آن، مطالبي را بيان داشت.
      اولين و مهم‌ترين نكته اين است كه اعتماد به جامعه پزشكي چيزي نيست كه مستقلا حاصل كار يا پزشك واحد يا جامعه پزشكي باشد، اگرچه هر پزشكي هم مي‌تواند مثل هر انسان ديگري به درجات مختلف معتمد به نظر بيايد يا نيايد اما اعتماد به كار پزشكي و به اصطلاح استانداردكردن اين كار، محصول يك سيستم پيشرفته اجتماعي است كه اهميت و ارزش مادي و معنوي چنين اعتمادي را درك كرده است. اين اعتماد البته با نحوه كاركرد پزشكان، مستقيما در ارتباط است اما بيش از آن، به كيفيت كار پزشكي، اقتصاد پزشكي و اداره فرهنگي جامعه ارتباط پيدا مي‌كند. اداره فرهنگي جامعه، از يك سو مستلزم كار فرهنگي و رسانه‌اي گسترده براي روشن ساختن واقعيت طب براي توده مردم است؛ اصلاحات فرهنگي تنها و تنها با استفاده از امكانات دولتي امكان‌پذير است و مهم‌ترين وظيفه دولت مدرن هم، اصلاحات فرهنگي است اما از سوي ديگر، دولت به مثابه متولي فرهنگ بايد اصولي را بنا نهد كه كار پزشكي را به‌عنوان يك خدمت كيفي قابل استناد و كنكاش پذير مي‌سازند و در نتيجه قابل اعتماد مي‌كنند. بخش قابل توجهي از اعتماد كه بين سيستم پزشكي و پزشك برقرار مي‌شود، وابسته به توضيحاتي است كه پزشك در مورد بيماري ارايه مي‌دهد. حال مساله محوري اين‌جاست كه چگونه مي‌توان بيماري را كه با اصول پزشكي آشنايي ندارد و مجموعه توجيهات او از علل بيماري‌ها از مسايلي مثل استرس و سردي و گرمي و ويروس و ميكروب فراتر نمي‌رود، در مورد بيماري‌هايي كه عموما مكانيسم‌هاي پيچيده‌اي دارند كاملا توجيه كرد تا سوالي برايش باقي نماند؟ اگر اصل اعتماد بر رضايت و توجيه بيمار قرار بگيرد، از يك سو شاهد توجيه‌هاي ساده و بي‌ربط در قالب همان دانسته‌هاي بيمار خواهيم بود - كه در حال حاضر به نحو گسترده‌اي شاهديم - و از سوي ديگر امكان مناسبي براي پزشك فراهم مي‌شود كه تشخيص مناسبي مطرح كند. راه‌حل اين قضيه بسيار روشن است و سال‌هاست در همه جاي دنيا اجرا مي‌شود؛ راه‌حل اين است كه ضمن تلاش براي توجيه بيمار (كه بسته به توانايي پزشك و سطح فرهنگي بيمار ممكن موفقيت‌آميز باشد يا نباشد) بايد حداقل در سطح تخصصي، ويزيت شود و يافته‌ها، تشخيص‌ها و توصيه‌ها كتبا ثبت و به بيمار داده شود. چنين گزارشي مطمئنا بر عناصر دخيل در توليد يك كار پزشكي شايسته خواهد افزود و هزينه بيشتري خواهد داشت و دولت مدرن به عنوان يك مدير فرهنگي هم بايد اهميت اين موضوع را براي سازمان‌هاي خريدار روشن كند و نيز بر اختصاص هزينه و اجراي آن نظارت كند. اين سنگ بناي اعتماد به جامعه پزشكي به شيوه‌اي علمي خواهد بود.
      عوامل موثر بر اعتماد پزشكي متعددند اما در اين‌جا مي‌خواهم به نكته ديگري كه بسيار مهم است، اشاره كنم و آن هم دواليسم يا دوگانگي‌اي است كه در كشور ما بين طب مدرن و طب سنتي پديد آمده است. اگرچه طب مدرن نتيجه اجتناب‌ناپذير سنت‌هاي پزشكي بين‌المللي است اما در كشور ما، طب سنتي به شيوه‌اي به حيات خود ادامه مي‌دهد كه گويي ارتباطي با طب مدرن ندارد و دكاني در برابر آن است. اين رويكرد نه تنها باعث به بن‌بست رسيدن گنجينه سنت‌هاي پزشكي ماست بلكه به نوعي خالي كردن طب مدرن از سنت‌هاي طبي ماست. وجود دكاني به نام طب گياهي و طب طبيعي در برابر طب مدرني كه شيميايي و خارجي محسوب مي‌شود، بي‌ترديد بر اعتماد اجتماعي به دانش پزشكي تاثير خواهد گذاشت.
    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:44  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    نویسنده : بابک زمانی - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
     
    ابتدأ باید پرسید واقعا نسبت به طب مدرن بی اعتمادی وجود دارد ؟ برای پاسخ به این سوال ابتدأ باید اعتماد را تعریف کرد و به سادگی پرسید منظور ما از اعتماد چیست و چگونه میتوان ان را ارزیابی کرد و تاچه میزان اعتماد مطلوب است ؟و أیا اساسا افزایش اعتماد به طب مدرن تا هر میزان مطلوب است ؟باید پرسید این میزان اعتماد را با چه چیزی میتوان مقایسه کرد با سایر سیستم های خدماتی مثل هواپیما یابا...؟پاسخ روشنی برای هیچکدام از این سؤالات در دست نیست و پاسخ این سؤالات نیز خود موضوعی اساسی است که تنها از طریق مطالعات علمی دقیق به دست خواهد امد . وقتی که تعریف روشنی از اعتماد و نحوه ارزیابی ان نداشته باشیم و به یاد اوریم که برخی از بالاترین دستمزد ها در سطح جهان به برخی اقدامات عملی پزشکی در کشور ما پرداخت میگردد ممکن است تصور کنیم که اعتماد به جامعه پزشکی در کشور ما در بالاترین حد خود است و اگر به یاد اوریم که دستمزد یک شرح حال و نهایتا یک تشخیص پزشکی - که واجد عناصر بسیار گوناگونی است - در کشور ما در حد پایین ترین دستمزد ها ی جهانی است ممکن است این گونه به نظر اید که اعتماد اجتماعی به "کار"پزشکی وجود ندارد که سازمان های پرداخت کننده دستمزد ان را چنین تحقیر میکنند !از سوی دیگر گاه وقتی که در نظر می اوری که بسیاری از بیماران چه انتظاراتی از پزشکان دارند و چه تصورات إعجاب اوری از امکانات پزشکی پیدا کرده اند که حتی مفهوم تقدیر را در ذهن انان تضعیف کرده یا حتی به جای ان نشسته ارزو میکنی ای کاش این احساسی که شاید بتوان ان را هم "اعتماد"نامید اندکی کم رنگ شود !! بنابراین اگرچه نمیتوان درباره اعتماد به جامعه پزشکی در کشور ما حکمی صادر کرد اما قطعا میتوان درباره کلیت اعتماد به کار پزشکی و عناصر تشکیل دهنده ان مطالبی را بیان داشت .
    أولین و مهم ترین نکته این که اعتماد به جامعه پزشکی چیزی نیست که مستقلا حاصل کار یا پزشک واحد یا جامعه پزشکی باشد اگرچه هر پزشک واحدی هم میتواند مثل هر انسان دیگری به درجات مختلف معتمد به نظر بیاید یا نیاید اما اعتماد به کار پزشکی و به اصطلاح استاندارد کردن این کار محصول یک سیستم پیشرفته اجتماعی است که اهمیت و ارزش مادی و معنوی چنین اعتمادی را درک کرده .این اعتماد البته با نحوه کارکرد پزشکان مستقیما در ارتباط است اما بیش از ان به کیفیت کار پزشکی، اقتصاد پزشکی ،و اداره فرهنگی جامعه نیز ارتباط پیدا میکند .اداره فرهنگی جامعه از یک سو مستلزم کار فرهنگی و رسانه ای گسترده برای روشن ساختن واقعیت طب برای توده مردم است . إصلاحات فرهنگی تنها و تنها با استفاده از امکانات دولتی إمکان پذیر است و مهم ترین وظیفه دولت مدرن هم إصلاحات فرهنگی است اما از سوی دیگر دولت به مثابه متولی فرهنگ باید اصولی را بنا نهد که کار پزشکی را به عنوان یک خدمت کیفی قابل استناد و کنکاش پذیر میسازند ودر نتیجه فابل اعتماد میکنند . بخش قابل توجهی از اعتمادی که بین سیستم پزشکی و پزشک برقرار میگردد وابسته به توضیحاتی است که پزشک در مورد بیماری آرائه میدهد .حال مسیله محوری این جاست که چگونه میتوان بیماری را با اصول پزشکی اشنایی ندارد و مجموعه توجیهات او از علل بیماری ها. از مسائلی مثل استرس و سردی و گرمی وویروس و میکروب فراتر نمیرود در مورد بیماری هایی که عموما مکانیسم های پیچیده ای دارند کاملا توجیه کرد که سؤالی باقی نماند ؟ اگر اصل اعتماد بر رضایت و توجیه بیمار قرار بگیرد از یک سو شاهد توجیهات ساده و بی ربط در قالب همان دانسته های بیمار خواهیم بود - - که در حال حاضر به نحو گسترده ای شاهدیم - و از سوی دیگر إمکان مناسبی برای پزشک فرآهم میشود که تشخیص مناسبی مطرح. نکند .راه حل این قضیه بسیار روشن است و سال هاست در همه جای دنیا أجرا میشود وان هم این است که ضمن تلاش برای توجیه بیمار (که بسته به توانایی پزشک و سطح فرهنگی بیمار ممکن موفقیت أمیز باشد یا نباشد)باید حداقل در سطح تخصصی ،ویزیت شامل یافته ها تشخیص و توصیه ها کتبا ثبت و به بیمار داده شود چنین گزارشی مطمینا بر عناصر دخیل در تولید یک کار پزشکی مرغوب خواهد افزود و هزینه بیشتری خواهد داشت و دولت مدرن به عنوان یک مدیر فرهنگی باید هم اهمیت این موضوع را برای سازمان های خریدار روشن سازد و هم بر اختصاص هزینه و اجرای ان نظارت کند .این سنگ بنای اعتماد به جامعه پزشکی به شیوه ای علمی خواهد بود.
    عوامل مؤثر براعتماد پزشکی متعددند اما در این جا میخواهم به نکته دیگری که بسیار مهم میباشد اشاره کنم و ان هم دوالیسم یا دوگانگی ای است که در کشور ما بین طب مدرن و طب سنتی پدید امده .اگرچه طب مدرن نتیجه اجتناب ناپذیر سنت های پزشکی بین المللی است اما در کشور ما طب سنتی به شیوه ای به حیات خود ادامه میدهد که گویی ارتباطی با طب مدرن ندارد و دکانی در برابر ان است این رویکرد نه تنها باعث به بن بست رسیدن گنجینه سنت های پزشکی ماست بلکه به نوعی خالی کردن طب مدرن از سنت های طبی ماست. وجود دکانی به نام طب گیاهی و طب طبیعی در برابر طب مدرنی که شیمیایی و خارجی محسوب میگردد بی تردید بر اعتماد اجتماعی به دانش پزشکی تاثیر خواهد گذاشت

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:42  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    دومین سمینار از سری سمینار های تخصصی (آنان که می اندیشند) با عنوان فوکو ، تن و شعور در تاریخ 15/9/89 برگزار گردید.

    پیرو اولین سمینار برگزار شده از سلسله نشست های تخصصی درباره اندیشه های میشل فوکو، متفکر معاصر فرانسوی، سمینار دوم با موضوع بررسی نظریات فوکو و تحلیل های وی درباره ارتباط تن و شعور درروز هشتم اسفند ماه 1389 در محل اندیشکده تعالی شناخت برگزار شد. سخنرانی این نشست نیزهمچون اولین نشست به عهده پروفسور مجتبی صدریا بود. داشتن تجربه شاگردی و پژوهش در کنار میشل فوکو این امکان را برای صدریا فراهم آورده است تا بتواند اندیشه های این فیلسوف بزرگ را از دیدگاهی نو برای فارسی زبانان بازگو نماید. در زیر خلاصه ای از مباحث مطرح شده در این سمینار آمده است. دکتر صدریا بخش اول سخنان خود را با اشاره به مقوله شعور به عنوان حیطه ای از فعالیت انسان که می تواند همزمان ابزار آزادی به زنجیر کشیدن خود را بیافریند، آغاز کرد.از دیدگاه وی در زندگی امروز شعور به غایتی رسیده که ما انسان ها نسبت به پیچیدگی های مسائل زندگی درایت و هوشیاری داریم و می خواهیم برای زندگی اقداماتی کنیم که در دام این پیچیدگی ها به بن بست و تباهی نرسیم. در این رابطه دکتر صدریا مهم بودن بحث اندیشه های فوکو رادر برش هایی می داند که در حیطه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایجاد کرده است. وی با اشاره به این موضوع که در حال حاضر چهارچوب علمی شناخته شده ای در زبان فارسی نسبت به اندیشه های فوکو موجود هست، بر لزوم عمیق تر شدن و فاصله گرفتن از چهارچوب شناخت و آگاهی موجود نسبت به اندیشه های فوکو تاکید نمود. به گفته او این چیزی است که اساسا میشل فوکو در بررسی چارچوب های علمی در حیطه علوم مربوط به انسان انجام داده است.صدریا در این سمینار از تن و شعور به عنوان دو حیطه شناختی یاد کرد و آن را محور و اساس بحث خود قرار داد. در ادامه مختصری از نقد گودل بر نظریه هیلبرت مبنی بر ادعای کامل و منسجم بودن ریاضیات و اعلام موضع حقیقت یا دروغ بودن یک فرضیه ریاضی شرح داده شد. گودل با باز کردن یک سیستم ریاضی مشخص و یک نقطه مرکزی ثابت کرد که در یک سیستم نقاطی وجود دارد که همواره نه می توان آنها را رد کرد و نه اثبات و در نتیجه هر سیستمی همواره نقص خواهد داشت. به دنبال آن در مورد جامعیت پیدا کردن این نظریه توسط الن تورینگ در سال 1936 و ارائه نظریه ماشین جهانشمولی که می تواند بر اساس یک سری داده محدود نتیجه نامحدودی بگیرد و اشکالات وارد بر چگونگی طراحی این ماشین توضیح داده شد. با ارائه این مقدمه صدریا اساسا به نقطه حرکت فوکو و دولوز بر پایه این فلسفه اشاره کرد که مبتنی است بر فاصله گرفتن از ادعای جامعیت و تمامیت کامل یک نظریه. پس از آن وی بحث خود را در مورد نقد فوکو از گفتمان پزشکی نوین و محدود کردن انسان در دو حیطه پاتولوژی و آناتومی بسط داد. به گفته صدریا، فوکو بحث شناخت تن در پزشکی نوین را با یک دیدگاه تاریخی _ تطبیقی نقد می کند که در آن مانند ماشین تورینگ تن به صورت آماری و محدود تعریف شده و گفتمان پزشکی (نهاد، فرد و گواهینامه... )که به خود صلاحیت قضاوت در مورد آن را می دهد، با یک دیدگاه تمامیت خواه و به صورت جسمیت یافته نتیجه یک داده محدود را به نامحدود تعمیم می دهد. این در حالی ست که اساسا هیچ نقدی در مورد صلاحیت شخص، معیارها و چگونگی کارکرد نهادهای قدرتمندی که در پزشکی نوین دارای جایگاه ضابطه مند و دیوان سالارند مطرح نمی شود. نقد اساسی فوکو در مورد شناختی است که خود را علم تعریف می کند و بر این مبنا به خود اجازه کنش می دهد و در نهایت با انحصاری کردن و محدود کردن پدیده انسانی شماری از رفتارها را عادی و شماری را غیر عادی و بیمارگونه تعریف می کند. پس از پایان سخنرانی تعدادی از حضار سوالات خود را مطرح و دکتر صدریا پس از شنیدن تمامی سوالات به پاسخ پرداختند.در پایان جلسه دکتر صدریا به خواست نامتجانس بودن جمع اندیشکده تعالی شناخت اشاره و بر این موضوع تاکید نمود که این سری نشست های اندیشکده به عمد برای استفاده همگان در سطوح مختلف در نظر گرفته شده و در صورت تمایل افراد می توان جلسات دیگری را برای دوستانی که به صورت تخصصی با آثار فوکو آشنایی دارند در نظر گرفت.

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:19  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    چرا فرهنگ درمان با طب سنتی یکباره از میان مردم برداشته شد؟

    اين سوال مطرح است كه اگر واقعا طب سنتي روش موثري براي درمان بسياري از بيماري هاست، چرا يك دفعه ترك شده است؟ آيا مردم نسبت به گنجينه ي علمي خود دچار فراموش كاري شده اند يا برنامه ي خاصي براي نابودي آن اجرا شده است ؟

    مطالعه ي کتاب «تاريخ طب در ايران» نوشته ي «دکتر سيريل الگود» پزشک سفارت انگليس در دربار قاجار، حقايق تلخي را بر ما روشن مي کند.

    با خواندن کتاب«تاريخ طب در ايران» متوجه مي شويم که استعمار اولين بار به وسيله ي طب خود وارد اين مملکت شد و حذف طب سنتي، بنا به اعتراف سيريل الگود و ساير مورخين و اطباي غربي، حرکتي خزنده بود که طي ده ها سال تلاش و برنامه ريزي بي وقفه حاصل شد و جهت اين حرکت نيز از بالا به پائين بود، يعني ابتدا شاهان و شاهزادگان را متقاعد کردند ، بعد راه آموزش طب سنتي را مسدود و در نهايت مردم را مجبور به روي آوردن به طب شيميايي کردند.

    سيريل الگود در کتاب خود مي گويد :
    «مبارزه با طب سنتي از زمان شاه عباس صفوي که مقارن با ورود کمپاني هند شرقي به ايران بود، در دستور کار قرار گرفت، ليکن به علت مقاومت مردمي هيات هايي که در زمان صفويه به ايران مي آمدند توفيقي به دست نياوردند.»

    پزشک کمپاني هند شرقي در آن زمان فردي به نام FRYER بود. او در مورد اين ناكامي مي گويد:
    "اين ها اصلا عادت ندارند با مطالعات و تحقيقات جديد پيشرفت کنند و از اين جهت، با همان تعصبي که به مقدسات متمسک هستند ، به اصول طب خود چسبيده اند."

    اين سخنان علاوه بر اين که عصبانيت اين پزشک از اعتقاد مردم به طب خود را نشان مي دهد، بيانگر شدت اعتقاد مردم آن زمان به طب سنتي در حد باورهاي مذهبي مي باشد.

    آيا اگر مردم که طبيعتا هميشه به سلامتي خود علاقه مندند، از طب سنتي خود نتيجه نمي ديدند و از آن راضي نبودند، چنين به آن پايبندي نشان مي دادند؟

    بعد از دوران صفويه به دوران قاجار مي رسيم. سيريل الگود در ادامه ي کتاب خود مي گويد:
    «ويژگي مهم دوران قاجار، انتقال طب ابن سينا به طب هاروي و پاستور بود. هيات هاي نمايندگي که در اين زمان به ايران مي آمدند، اغلب پزشک بودند و به اين ترتيب طب غربي به ملايمت و آهستگي در سنگرهاي طب سنتي نفوذ کرد.»

    از اين سخنان، خزنده بودن و اينکه اين حرکت يک حرکت جنگي و به قصد غلبه و تسلط فرهنگي بوده است، روشن مي شود. واضح است که براي غلبه بر يک ملت بايد آن را نسبت به داشته هاي خود دچار خود باختگي کرد و کدام خود باختگي از اين بالاتر که يک ملت بپذيرد براي حفظ سلامتي و درمان خود محتاج به بيگانگان است؟ پس وقتي در اين سنگر تسليم شود، ساير سنگرها را راحت تر تخليه مي کند و دقيقا به همين علت است که هيات هاي نمايندگي غربي که به ايران مي آمدند عمدتا از ميان پزشکان انتخاب مي شدند.

    سيريل الگود زماني اين اعترافات را مي گويد که اهداف استعمار در اين مورد کاملا پياده شده و کار از کار گذشته است. وي اظهار مي دارد:

    «بديهي است که اکنون دور نماي طب به نحو محسوسي تغيير يافته بود. 50 سال آموزش بوسيله ي اساتيد خارجي، نسلي را پديد آورده بود که ديد آنها کاملا با پدرانشان متفاوت بود. اين نفوذ فرهنگ غربي به وسيله ي هيات هاي پزشکي در مراکز مختلف کشور تقويت شده بود و بزرگترين افتخار و اعتبار را در اين مورد بايد به اين هيات ها داد.»

    سيريل الگود آن گاه وضع قانون منع طبابت سنتي را به عنوان آخرين ميخ تابوت ابن سينا معرفي کرده و مي گويد:

    "در سال 1911 وضع قانون طبابت بر اساس ديپلم و مدرک صورت گرفت که مي گفت: هيچکس در هيچ نقطه از ايران حق اشتغال به هيچ يک از فنون طبابت را ندارد، مگر اينکه از وزارت معارف اجازه نامه گرفته يا تصديق نامه از ممالک خارجه داشته باشد.

    بدين ترتيب آخرين ميخ تابوتي که حاوي جسد مرده ي طب سنتي بود کوبيده شد. سمت معلمي طب ابن سينا نيز منسوخ شد. تمام اين اصلاحات نشان مي داد که با سپري شدن دوره مجريان طب رازي و ابن سينا، روش هاي طبي منسوب به آنان نيز محکوم به فنا گرديده است. رسم ديرينه ي خدمت شاگردي نيز از بين رفت و حکيم ها ديگر نمي توانستند شاگرداني به سوي خود جلب و معلومات و تجربيات عملي خود را به آنها منتقل کنند. تمامي اين پيشرفت ها به وسيله ي سياست اروپا به شدت کنترل مي شد."

    ملاحظه مي کنيد که اصلا صحبت از يک حرکت علمي و يک جايگزيني منطقي در کار نيست و اصلا تحقيق و بحثي در تاريخ نمي بينيم که مقايسه اي ميان طب رايج و طب سنتي انجام داده و راي به برتري طب رايج داده باشد.

    آري اين بود مختصري از حادثه ي ناميموني که بر سر طب سنتي ما و مخصوصا حجامت رفته است واز آنجايي که حجامت درماني بدون داروست و هيچ وابستگي به خارج ندارد، بيش از ساير روش هاي درمان در طب سنتي مورد عناد و ستيزه جويي قرار گرفته و مي گيرد.

    علاقمندان جهت کسب اطلاعات بيشتر مي توانند به منابعي که معرفي شد مراجعه کنند.

    در پايان، لازم به ذکر است که ما منکر پيشرفت هاي پزشکي رايج در زمينه جراحي، ارتوپدي، ابزار تشخيصي و خلاصه آنچه به مدد تکنولوژي و مهندسي پزشکي حاصل شده است نيستيم، بلکه بحث بر سر اين است که طب رايج در درمان بيماري هاي مزمن( CHRONIC DISEASE) ناکام مانده و روز به روز اين ناکامي ها و عوارض استفاده ي طولاني مدت از داروهاي شيميايي بيشتر رخ مي نماياند.

    پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: در شب معراج وقتي به آسمان هفتم صعود كردم، هيچ مَلكي از ملائك از من گذر نكردند، مگر اينكه گفتند: اي محمد حجامت كن و امتت را به حجامت كردن و خوردن سياه دانه امر بفرما.( تفسير الميزان، سوره اسراء، آيه 1)
    پيامبر اكرم اكرم(ص) فرموده اند: آن قدر جبرئيل در مورد حجامت به من سفارش كرد كه فكر كردم مبادا واجب است. ( بحارالانوار، ج 62 ،ص 126)
    دكتر رضا منتظر- عضو هيئت علمي موسسه ي تحقيقات حجامت ايران

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:16  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    با قوت گرفتن طب مکمل و جانشين، بسياري از شيوه‌هاي درماني کهن جلوه‌يي تازه‌ يافته و نتايجي که با استفاده از اين شيوه‌ها در جهت رفاه حال بيمار به دست مي‌آيد موجب شده است تا نظرات ضد و نقيضي در اين موارد به وجود آيد. طب متعارف آن شيوه‌يي را موثر مي‌داند که پس از انجام کارآزمايي‌هاي غلاظ و شداد باليني با خاصه‌هاي دوسوناآگاه، تصادفي شده و داراي شاهد و مورد تاثير آن در بيماران ثابت شده باشد، از طرف ديگر طب جانشين از شيوه‌هايي استفاده مي‌کند که سابقه و قدمت چندين هزار ساله دارد و معتقد است اگر اين شيوه‌ها تاثير نداشت انجام آنها تا به اين حد دوام نمي‌يافت.اين جنگ وجدل‌ها تا به آنجا پيش رفته است که گاه مساله‌ي مهم‌تر يعني خود بيمار فراموش شده است.

              « پزشکي امروز » با توجه به اين مساله و بدون جبهه‌گيري و با اعتقاد به اينکه هيچ يک از نکات نامکشوف بدون گفتمان به نتيجه‌ي مطلوب نمي‌رسد، بر آن شد به علت کثرت مقالات موافق و مخالف در مورد حجامت و ساير مطالب مربوط به حيطه‌ي درمان و طب، اين مقالات را در کنار يکديگر به چاپ برساند. خوانندگان گرامي بايد توجه داشته باشند که مسووليت صحت و سقم مطالب نگاشته شده در تمامي مقالات « پزشکي امروز » برعهده‌ي نويسنده‌ي مقاله است و نشانه‌ي مشي نشريه نيست. ضمن آنکه تقاضا مي‌شود رعايت حقوق و احترام متقابل همکاران در مقالات نگاشته شده ملحوظ گردد.

     حجامت در عصر جديد

    دکتر مجتبي ميردامادي

     طب سوزني

     با تشکر ازشما که باچاپ مقالات و نظرات همکاران پزشک زمينه‌ي برخورد افکار و روشنگري در بعضي ازمباحث پزشکي را فراهم مي آوريد که مخالفان و موافقان بسياري دارد ازجمله مسأله‌ي حجامت که ازسالهاي دور به عنوان روش درماني مورد استفاده بوده است و چون تاکنون کسي نتوانسته به صورت علمي مزاياي آن را نسبت به روشهاي ديگر به اثبات رساند و آنچه موافقان استفاده کرده‌اند يا با توسل به احاديث بوده و يا حتي به ابوعلي‌سينا نسبت داده‌اند دليلي بر برتري ازخون‌گيري از رگ بيمار درحد همان خون حجامت (50cc) به طور مستقيم  نمي‌شود و بايد گفت اگر روزي پيغمبر براي سفر از مکه به مدينه سوار برشتر مي‌شدند اين بدان معني نيست که اگر هواپيما مي‌بود پيغمبر باز هم با شترمسافرت مي‌کردند ضمن اينکه کار پيغمبر درآن زمان خاص غلط هم نبود. چون همکار گرامي درمقاله‌ي خود در شماره‌ي606  آن هفته‌نامه تحت عنوان «حجامت هديه الهي» که آن را نيز با استناد به احاديث وگفته‌ي بزرگان زينت داده‌اند يادآور مي‌شوم که آيا تاکنون کسي 50cc از خون رگ بيمار گرفته و 50cc نيز ازطريق حجامت گرفته باشد و تفاوتي ازنظر شيميايي و يا تغييراتي در اين دو ديده باشد. مطمئناً چون قلب درهردقيقه 70 بار به طور متوسط تپش دارد، لذا تصور اينکه خوني که از رگ گرفته شود و در همان زمان هم ازطريق حجامت به دست آيد بايد داراي فرمولي مشابه از هر جهت ازنظر آزمايشگاهي داشته باشد و اگر نويسنده‌ي محترم استناد به استفاده‌ي بعضي ازکشورهاي خارجي کرده‌اند وحجامت را دليل خوبي کار مي‌دانند آگاه هستند که همه‌ي کارهاي انجام شده در آن کشورها صد درصد درست نبوده و حجت بر استفاده‌ي ديگران نيست. در پايان پيشنهاد مي‌نمايم به خاطر آگاهي و روشنگري افکار علمي همکاران ازموافقان و مخالفان اين کار سميناري تحت نظر مسوولان نظام پزشکي و وزارت بهداشت تشکيل شود و به صورت علمي و مستدل تفاوت دو روشي که من ذکر نمودم مشخص گردد تا اگر خونگيري در حد 50cc  لازم است را اعلام فرمايند و حتي براي بهره‌برداري همکاران امتياز بازآموزي درنظر بگيرند تا همگان بهره‌ي کافي ببرند.

     در روزنامه ايران مورخه 8/11/84، استاد گرامي آقاي دکتر شيخ الاسلامي (همانند ساير پزشکان و همکاران محترم) مقوله‌ي «حجامت» را با نگاهي سطحي ويک سويه مورد بررسي و نقد و بالاخره تهاجم قرار داده و حجامت را با مقوله‌هاي ديگري نظير جراحي و اهداي خون مقايسه نموده است. جهت روشن شدن اذهان عموم، پيرامون حجامت و اثرات درماني خوب يا بد آن، خلاصه‌يي ازتجارب علمي و يافته‌هاي تحقيقاتي پيرامون حجامت را به اطلاع خوانندگان محترم وهمکار بزرگوار دکتر شيخ‌الاسلامي مي‌رسانيم:

    اولاً: طب سنتي داراي پاتوفيزيولوژي (آسيب شناسي) و اتيولوژي (سبب شناسي) و سميولوژي (علامت شناسي) و فارماکولوژي (داروشناسي) ويژه‌ي خود بوده و تمام يکصد وچهارده مکتب درماني طب سنتي و طب ايراني با توجه به اخلاط چهارگانه (صفرا، سودا، بلغم، خون) و طبايع چهارگانه (سردي، گرمي، خشکي، تري) به بهداشت و درمان تعريف بيماريها مي‌پردازد. اگر گفته مي‌شود حجامت يا بادکش يا روغن مالي يا ... سوداي خون را کاهش مي‌دهد. منظور آن جزء از خون است که بنا به دلايلي (که بحث کارشناسي مفصلي را مي‌طلبد) ازتعادل خارج و عامل بيماري ‌زايي شده است. طب سنتي معتقد است اگر تعادل اخلاط چهارگانه وطبايع چهارگانه به هم خورد بيماري ايجاد مي‌شود و تلاش طبيب طب سنتي درجهت برگرداندن آن تعادل به هم خورده بايد باشد که گاهي با حجامت وگاهي با ساير روشها مقدور است. اينکه ماهيت سودا و صفرا و بلغم چيست و اساساً منشاي گرمي و سردي و خشکي و تري کجاست و آناليز اين مفاهيم در لابراتوارهاي پزشکي وتجزيه و تحليل ميکروسکوپي آنها امري است که در حد فرضيه است وامکانات دانش بشري در حال حاضر در سطح پرداختن به اين مقوله ها نيست زيرا بخشي از آنها طبق الگوهاي علوم تجربي جديد، غير قابل تعريف هستند.اما شواهد باليني و حضور محکم اين تئوريها در جاي جاي زندگي انسانها (به شرطي که مطالعات عميق طب سنتي داشته باشيم) به نحوي چشمگير و غير قابل انکاراست که با ذره‌يي انصاف علمي و پرهيز از تعصب و يک سويه نگري، هرفرد عامي يا تحصيل کرده‌يي به متقن بودن اين تئوريها شهادت مي‌دهد. مثال مي‌زنيم: فلفل از ديدگاه طب سنتي طبيعت گرم دارد ونان جو سرد است.

    اگر ذره‌يي فلفل ميل نماييد احساس حرارت و گرما در سراسر وجودتان مي‌کنيد درصورتي که از لحاظ آناليز آزمايشگاهي آن مقدار فلفل کالري درحد صفر دارد، و اگر چند قرص نان جو (که ازلحاظ آناليز آزمايشگاهي را داراي کالري بالايي است) بخوريد احساس سردي و لختي وبي‌حسي و بي‌حالي مي‌کنيد، صدها مثال مشابه داريم که جهت پرهيز از اطاله کلام صرف نظر مي‌کنيم.

              اساساً مقايسه ميان حجامت با اهداي خون يا روشهاي ديگر پزشکي جديد امري غير ممکن است زيرا ساختارها و پايه‌ي پزشکي سنتي و پزشکي جديد تا حد زيادي ازهم متفاوت هستند به طور نمونه يکي از آن‌ تفاوت‌ها اين است که در پزشکي جديد، فقط به مهار علامت‌هاي بيماري (علامت درماني) مي‌پردازند و درمان ريشه‌يي بيماري کمتر به چشم مي‌خورد.

    اگر کسي درمقوله‌ي‌ طب سنتي بخواهد پژوهش کند با مترلوژي تحقيق طب ايراني سنتي بايد پيش برود نه با مترلوژي تحقيق پزشکي جديد. همانطور که اگر بخواهيم در پزشکي جديد به پژوهش بپردازيم حق نداريم ازمترلوژي تحقيق طب سنتي استفاده کنيم.

              کارکرد و مکانيسم اثر حجامت بر مبناي طبايع و مزاجهاي چهارگانه کاملاً قابل توجيه است (هرچند که بر مبناي تئؤريهاي پزشکي نوين تعريف نشده باشد). موضع حجامت محل تجمع جزء سودا و صفراي نابجاي خون است که مکانيسم دفاعي بدن اين اجزاي مضر را ازمراکزحياتي دور کرده و در جايگاههايي خاص گرد مي‌آورد که به وسيله‌‌ي عمليات حجامت بخشي از آنها تخليه مي‌شود (جالب است بدانيد که پروفسور يوکاسالونن سوئدي پس ازسالها تحقيق علمي چندي پيش اعلام کرده که در بين دو کتف، سيستم لنفاوي و وريدي مويرگي به نحوي تعبيه شده است که سموم خون، ذرات سنگين و ماکروالمانهاي سرگردان و مضر خون در اين عروق به تله افتاده و محبوس مي‌شوند که مي‌دانيم اصلي‌ترين محل حجامت همانا بين دو کتف است).

    آري خارج کردن خون وريدي سبب تقويت سيستم ايمني نمي‌گردد اما توجه استاد دکتر شيخ‌الاسلامي را جلب مي‌کنيم به اين نکته که درکتاب جراحي شوارتز (رفرانس جهاني علم جراحي مدرن) اشاره شده است که ايجاد خراشهاي موازي و متعدد روي پوست به طرز عجيب سبب افزايش ترشح اينترلوکينها (کليد فعال شدن سيستم ايمني بدن) مي‌شود و مي‌دانيم که در فرآيند حجامت تعدادي خراش موازي روي پوست ايجاد مي‌شود. دکتر شيخ‌الاسلامي در جاي ديگر مي‌فرمايند: «کدام منبع مستند جهاني و... قدرت درمانگري حجامت را تأييد کرده است»

    گوش کنيد:

    « درعمل و در شرايط امروزي و طبق تحقيقات علمي ثابت شده است که بادکش و حجامت آسانترين و سريع‌ترين و مطمئن‌ترين روش درمان است. من عقيده‌ي راسخ دارم که نه تنها امروز، بلکه براي هميشه امر حجامت را نبايد در درمان بيماريها ناديده گرفت.

    حجامت پديده‌يي است که باعث تنظيم عملکرد تمام سيستمهاي بدن مي‌شود. امري که هرگز با روشهاي درماني ديگر نمي‌توان آن را جانشين نمود. مطالعات ما درآلمان نشان مي‌دهد که مي‌توان هفتاد و پنج درصد بيماريها را با روشهاي طبيعي نظير حجامت درمان کرد...»

    پروفسور يوهان آبله، پزشک و محقق آلمان برگرفته  ازکتاب «حجامت، يک روش درمان آزموده شده» چاپ 2003 آلمان

              پيرامون تأثير حجامت بر سيستم ايمني، چند پژوهش علمي نيز توسط مؤسسه تحقيقات حجامت ايران منتشر شده است که تأثير حجامت در افزايش برخي رده‌هاي سيستم ايمني را به اثبات رسانده است و هم اکنون در نشريات پزشکي معتبر اروپا به چاپ رسيده است. پيرامون تأثير حجامت بر کاهش فاکتورهاي خوني نظير قند و کلسترول خون واسيد اوريک نيز جناب آقاي دکتر منتظر دردانشگاه شهيد بهشتي پژوهش انجام داده است و ثابت کرده که حجامت به طور معناداري سبب کاهش کلسترول و قند خون و اسيداوريک مي‌گردد.

    ايشان با تمسخر فرموده: «...دولت هزينه‌ي اداره‌ي بيمارستانها و مراکز تخصصي را متوقف و تمام بيماران را به مراکز حجامت هدايت کند!»

    ما اين را نمي‌گوييم، اما به نظر مي‌رسد که اگر دولت و وزارت بهداشت يک صدم و حتي يک هزارم بودجه‌ي چند ميلياردي وزارتخانه ‌در امر واردات داروهاي شيميايي و ابزارها وتجهيزات پزشکي (که اين دلارها تماماً به جيب شرکتهاي داروسازي آمريکا و اروپا مي‌رود) را به امر پژوهش اصولي در مقوله‌هاي طب سنتي وگياه درماني و طب ايراني (نظير حجامت) اختصاص مي‌داد، هم اکنون اولاً تکليف همگان نسبت به رد يا قبول طب سنتي و حجامت مشخص بود واين سردرگمي و حيراني مردم (که ناشي از ضعف اطلاعات عمومي نسبت به مباني طب سنتي، حمايت شديد غالب پزشکان از طب غربي، مقهور شدن وتسليم شدن مطلق تمام سيستم علمي و پزشکي کشور در برابر طب جديد و فراموشي مباني اصيل طب سنتي ايرانيان و دلايل فرهنگي ديگري است...) پايان داده مي‌شد.

    دوماً جامعه‌ي پزشکي ما ياد مي‌گرفت که از داشته‌هاي غني طب ايراني خودمان چگونه سود ببرد(منطقي وعلمي نه متعصبانه).

    سوماً: توليد علم براي جهان پزشکي خارج مي‌داشتيم و حرف نو و ايده‌هاي نوي فراواني که سبب مطرح شدن نام  وفرهنگ جمهوري اسلامي ايران مي‌شد را به دنيا عرضه مي‌کرديم.

              چهارماً: بسياري از بيماريها ومعضلات درماني مردم  به سادگي و با کمترين هزينه‌ها و به روش طب طبيعي درمان مي‌شد و ازخروج ميليونها دلار ارز کشور بابت داروهاي شيميايي (که همگان شاهد عوارض جانبي داروهاي شيميايي بر بدن و موقت بودن اثرگذاري آنها و در يک کلام علامت درماني طب جديد  هستيم) جلوگيري مي‌شد.

              آقاي دکتر شيخ‌الاسلامي تأثير مفيد حجامت، چه در زمان قديم و چه در زمان کنوني را مربوط به جنبه‌ي ‌رواني و فاکتور تلقين و اعتقادات مذهبي و سنتي مردم مي‌داند.

    پزشکان با تجربه وآشنا به مباني طب سنتي و حجامت بارها و بارها در مواجهه با بيماران به افرادي برخورده‌اند که هيچگونه شناخت و اعتقادي به حجامت نداشته‌اند وحتي به نوعي مخالف و ترس و اضطراب هم داشته‌اند اما به هر حال حجامت شده‌اند وبيماري صعب العلاج چند ساله‌ي آنها (که هيچ داروي شيميايي پاسخ نداده است) درمان و کنترل شده است که صدها نمونه قابل ذکر با مدرک و سند و پرونده‌ي کامل پزشکي قابل ارائه  موجود است.

              موضوع بسيار جالب توجه ديگر«حجامت اطفال» است. حجامت در اطفال و نوجوانان تأثيرات پيشگيرانه و درماني شگرفي دارد که تجربه‌ي مؤلف پس ازانجام حجامت و بررسي موشکافانه و علمي حدود هشت هزار مورد کودک و نوجوان حجامت شده طي ده سال اخير خلاصه مي‌شود در اين جمله که: پس ازحجامت (غالب کودکان ونوجوانان) سيستم ايمني ودفاعي کودک بسيار قويتر ازگذشته شده و سرماخوردگي‌هاي مکرر و عفونتهاي گوش و حلق و بيني کودک به حداقل مي‌رسد. اشتهاي کودکان پس ازحجامت بهتر مي‌شود و افزايش قد و وزن به طور معناداري در اطفال و نوجوانان ديده مي شود. همچنين اختلالات رفتاري درکودک و نوجوان حجامت شده (نظير پرخاشگري، تندخويي، دندان قروچه، شب ادراري، عصبانيت زودرس، استمناء، بدخوابي، ناخن جويدن، تيک عصبي، اضطراب، لجبازي، عدم تمرکز، ضعف حافظه و ...) به طور محسوسي تعديل مي شود.

    کودک و نوجوان که ديگر تلقين ‌پذيرنيست و چه بسا از حجامت و اصولاً هر نوع اقدامات پزشکي ديگر وحشت و ترس داشته باشد (که خود فاکتور منفي و ضد تلقين است). نوزادي با يرقان وايکتر که بيلي روبين خون وي 23 است و پس ازحجامت، ظرف 24 ساعت به رقم 9 مي‌رسد آيا تحت اثر تلقين و فاکتور اعتقادي و وابستگي روحي به حجامت، زردي او پايين مي‌آيد يا اينکه حجامت با سازوکار و مکانيسم واقعي عمل مي‌کند و سبب کاهش زردي خون نوزاد مي‌شود. کودک 5 ساله‌يي که آسم آلرژيک دارد ازسن 3 سالگي وتحت سنگين‌ترين رژيم درماني کورتن تراپي و آنتي‌بيوتيکهاي بسيار قدرتمند علائم آسم وعفونت ريوي او کنترل نشده است و روز به روز بجاي بهبودي سير  نزول داشته است و با 3 جلسه حجامت (البته حجامتهاي تخصصي و با شرايط ويژه) صد درصد درمان شده است و پس ازگذشت 4 سال ازحجامتش حتي يک بار حمله آسم ريوي يا عفونت ريوي و حتي سرماخوردگي نيز نداشته است، آيا با فاکتور اعتقادي و اثرات روان درماني حجامت خوب شده است يا اينکه حجامت در سطوح سيستم ايمني وي تأثير گذار بوده است و با مکانيسم بسيار پيچيده (و البته درحال حاضر ناشناخته) ضعيف و به هم ريختگي سيستم ايمني وي را اصلاح مي‌کند؟

    کودک 4 ساله‌يي که به دليل ضايعات پوستي (درماتيت) بسيار پيشرفته وناتوان کننده تحت نظر بهترين اساتيد متخصص پوست کشور و با جديدترين و گرانقيمت‌ترين داروهاي شيميايي طي يک سال درمانش ذره‌يي بهبودي نداشته‌ و فقط با چند بار حجامت هم اکنون اثري از ضايعات پوستي وي مشاهده نمي‌شود، آيا به دليل اعتقادش به جنبه‌ي‌ مذهبي حجامت و تأکيد مکرر پيامبر و ائمه و حکيمان طب سنتي ايراني بر اهميت حجامت، نتيجه‌ي درماني ديده است يا اينکه...؟!

    در آرشيو کلينيک پرونده‌هاي لاعلاج و صعب العلاج قابل گزارش است که با حجامت درمان شده‌اند و در پزشکي مدرن هيچ درماني براي آنان وجود ندارد. و اين جمله را بارها از زبان بيماران شنيده‌ايم: ماهيچ‌اعتقادي به حجامت نداشتيم و مي‌ترسيديم اما به حرف و توصيه‌ي دوستان يا از روي ناچاري به حجامت روي آورديم و باور نمي‌کرديم که اين تأثير مفيد درماني را روي ما داشته باشد و همکنون ما خود مبلغ حجامت شده‌ايم!!

              درمان آکنه و جوش صورت و سياتيک و واريس و بواسير و اعتياد ازديد آقاي دکتر شيخ‌الاسلامي به وسيله‌ي حجامت محال است اما ازديد پزشکي که عالمانه و آگاهانه حجامت وطب سنتي ايراني رابه خدمت مي‌گيرد، درمان اين بيماريها به وسيله‌ي حجامت، کاملاً عادي و ساده است و اين اتفاق صدها بار در کلينيک درماني پزشکان با تجربه مسلط به طب سنتي به وقوع پيوسته است و مدارک و مستندات آن قابل ارائه است.

    استاد دکتر شيخ‌الاسلامي درجاي ديگري درج نموده‌اند که:

    «بيشترافرادي که تابع سنت گذشته و عادات قديمي هستند و آگاهي يا تمايلي به ترقيات جديد ندارند و بيشتر در جوامع غير شهري و با افکار قديمي هستند، هنوز معتقد به روشهاي کهنه و قديمي زندگي من جمله حجامت‌اند و بيشترين اين افراد به صورت تعصب و عادت به اين موضوع نگاه مي‌کنند نه بر مبناي دلايل علمي و عقلي مستند».

    بخوانيد:

    1.  طبق گزارش مستند دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي معدل تحصيلاتي مراجعان به مراکز حجامت در يکي از شهرهاي کشور ليسانس بوده است.

    2.  طبق گزارش مستند معاونت پژوهشي وزارت بهداشت پذيرش طب سنتي وحجامت در جوامع شهري به مراتب ازجوامع روستايي بيشتر بوده است و جالب است که در گزارش قيد شده است که در روستاهاي نزديک‌تر به شهرها و روستاهاي بزرگتر نسبت به روستاهاي دور افتاده‌تر و کوچکتر اين پذيرش بيشتر بوده است!

    3.  در کلينيک طب ايراني و دفترمرکزي مؤسسه تحقيقات حجامت ايران از يک هزار و چهارصد نفر مراجعه کننده با مدارک دانشگاهي دکترا و بالاتر از دکترا و اعضاي هيأت علمي دانشگاه‌ها، نمايندگان مجلس، مسؤولان کشوري و لشکري ونيروهاي مسلح، قضات رده‌هاي بالاي قوه‌ي قضاييه و جالب‌تر از همه دهها پزشک متخصص و فوق تخصص و استاد دانشگاه‌هاي پزشکي داشته‌ايم که  مبادرت به حجامت کرده‌اند و به طور منظم خود و خانواده‌هايشان (براي پيشگيري يا درمان بيماريهاي خود) حجامت مي‌کنند،...

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:13  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    http://www.mums.ac.ir/mhn/fa/G_SREE,0102

    سلامت روان به عنوان حالت رفاهی که در آن هر فرد ظرفیت های خود را شناخته، بتواند با استرس های طبیعی زندگی خود کنار آمده، به طور موثر و مولد کار کند و نیز قادر باشد در اجتماع مشارکت نماید، تعریف شده است. اختلالات روانی و رفتاری در تمام کشورها شایع اند و مشکلات عدیده ای را نیز ایجاد می نمایند. افراد مبتلا به این گونه اختلالات اغلب با مسائلی از قبیل انزوای اجتماعی، کیفیت بد زندگی و مرگ و میر بیشتر دست به گریبانند. هم چنین این اختلالات خود منجر به تحمیل هزینه های گزاف اقتصادی و اجتماعی نیز خواهند شد. مطالعات نشان داده است که شیوع اختلالات روانی از قبیل افسردگی، اضطراب و ... در شرایط بیکاری، درآمد کم، تحصیلات محدود، شرایط کاری پر تنش، تبعیض جنسیتی و شیوه های زندگی ناسالم بیشتر است . از آنجا که بسیاری از تعیین کننده های کلان سلامت روان در سطوح مختلف حکومت پراکنده اند ، بهبود وضعیت سلامت روان نیز نیازمند اتخاذ سیاست ها و راهکارهای مرتبط توسط سایر بخش ها می باشد. به عبارت دیگر، برخی از سازمانها و ارگانها، به غیر از بخش سلامت، با عوامل تأثیر گذار بر اختلالات روانی و رفتاری در ارتباط اند، بنابراین خود آن سازمان ها و ارگان ها لازم است سیاست ها و راهکارهای لازم را اتخاذ نمایند. همکاری بین بخشی برای تأمین سیاست های سلامت روان نقش بسیار ساختاری و مهم دارد.

    سلامت معنوي به عنوان يكي از ابعاد سلامتي در كنار سلامت جسمي، ذهني و اجتماعي مطرح شده است. ديدگاه معنوي بر روي باورها، نگرش ها، ارزشها و رفتارها تأثير عميق دارد و بر روي بيوشيمي و فيزيولوژي تأثير مي گذارد. اين تأثير روي فكر و بدن به نام تندرستي معنوي ناميد مي شود. ديدگاه معنوي از چهار طريق روي سلامت جسمي، رواني و اجتماعي تأثير مي گذارد:

    رفتارهاي بهداشتي: تعهد ديني و معنويت موجب فعال سازي مسئوليت پذيري شخص در زمينه اصول و باورهاي مندرج شده در دين مي شود كه اثرات جسماني و رواني را نيز به خود اضافه مي كند مانند رفتارهاي تغذيه اي توصيه شده در اديان.
     

    حمايت اجتماعي: انجام مناسك ديني و معنوي توصيه شده در دين موجب افزايش حمايت اجتماعي شده كه مؤلفه اخير يكي از تعيين كننده هاي اجتماعي سلامت شناخته شده است. دين تعاملات اجتماعي را افزايش داده و حمايت اجتماعي را به عنوان يك منبع ارتقاي سلامت فراهم مي آورد. نقش حمايت اجتماعي در كاهش واكنش پذيري قلبي و عروقي، تسهيل بهبودي پس از حمله قلبي و كاهش ساير عوامل خطر و از جمله كاهش استرس ثابت شده است. حمايت اجتماعي با افزايش ميزان جان به در بردن از انواع مختلف سرطان رابطه دارد.

    خصوصيات فيزيولوژيك بدن: احساس رضايت ناشي از ديدگاه معنوي ، روي سيستم ها و ارگان هاي بدن مانند قلب و عروق، ايمني و ... تأثير تقويت كننده دارد. اثرات مافوق طبيعي كه براي انسان ناشناخته مانده است.

    نتيجه اين تأثيرات پيشگيري از بيماري، افزايش تحمل بيماري، بهبود سريع تر بيماري، كاهش ميزان استفاده از خدمات بهداشتي- درماني و تعامل سالم فرد در اجتماع است كه در تحقيقات مختلف، اين مسئله نشان داده است.

    لذا با توجه به دین مبین اسلام و دستورات موکد آن در زمینه های مرتبط با سلامت جای دارد جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشور پیشرو اسلامی و پرچمدار مبانی اسلامی و شیعی در جهان در زمینه ترویج و تقویت این بعد از سلامت گام بردارد و نسبت به ارائه الگو در زمینه سلامت معنوی اقدام نماید.

    بیکاری و امنیت شغلی:

    امنیت شغلی باعث افزایش سلامتی، رفاه و رضایت شغلی می گردد، در عوض میزان بالای بیکاری موجب بیماری و مرگ زودرس می شود. اثرات بیکاری بر روی سلامت در نتیجه مسائل روحی- روانی و مسائل مالی به وجود می آید. اضطراب در مورد نا امنی شغلی یکی از تعیین کننده های مهم سلامتی است. ناامنی شغلی بر میزان های ابتلا به بیماری های اضطرابی و افسردگی و نیز قلبی عروقی و عوامل خطر آنها تأثیر به سزایی دارد. البته صرف داشتن یک شغل همیشه ضامن سلامتی جسم و روان نیست و در این خصوص کیفیت شغلی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ایجاد شرایط کاری اشتغال منصفانه و کارهای مناسب و در خور شأن مردم، هم از دیدگاه توسعه اقتصادی و هم از دیدگاه عدالت در سلامت ارزشمند است. در واقع اشتغال منصفانه به معنی شرایط عادلانه در جذب افراد برای مشاغل و تکمیل کننده مفهوم کار مناسب است. ارتباطات شغلی ، رفتارها، پیامدها و عملکردهای شغلی، خود جزء عوامل کلیدی و مهم تأثیر گذار بر سلامت روان کارکنان محسوب می گردد. منظور از کار مناسب نیز تأمین فرصت هایی برای شغل های مولد با درآمد منصفانه، امنیت محیط کاری و حمایت اجتماعی از خانواده است.

    آموزش و تحصیلات:

    ساختار و اساس سلامت روان هر فرد در دوران کودکی شکل می گیرد. فقر به عنوان یکی از تعیین کننده های زمینه ای سلامت و ناخوشی محسوب شده و سواد و تحصیلات به عنوان ابزاري مهم جهت خروج از فقر شناخته شده است. تحقیقات در زمینه ی نابرابری های سلامت نشان داده اند که هرچه میزان تحصیلات کمتر باشد، وضعیت سلامت جسمي ورواني نیز نامطلوب تر خواهد بود. علت این است که سواد و تحصیلات یکی از قوی ترین نشانگرهای وضعیت اقتصادی اجتماعی فرد به شمار می آید.

    مسکن

    مطالعات نشان داده است که ارتباط قوی بین محله ای که فرد در آن زندگی می کند، وضعیت کیفی مسکن وی و سلامت اش وجود دارد. شواهدی در زمینه ارتباط بین فضای ناکافی در منزل و بیماری روانی و رفتاری وجود دارد . از سوی دیگر دسترسی به محلی برای سکونت نیز بر سلامت اثر گذار است. به عنوان مثال افزایش قیمت خرید مسکن و نیز قیمت اجاره بهای آن در چند سال اخیر مشکلات سلامت (اضطراب، افسردگی)بسیاری را برای افراد کم درآمد ایجاد کرده است. لذا اتخاذ سیاست های عمومی که بتواند تأمین کننده مسکن با کیفیت مطلوب و محله های مناسب برای زندگی خصوصا افراد و طبقات محروم جامعه باشد از ضروریات سلامت و ارتقاء عدالت در سلامت کشور است.

    محیط زیست:

    بررسی ها نشان داده اند از عواملی که موجب افزایش بیماری‌ها در سال‌های گذشته بوده، شدت یافتن آلودگی‌هایی است که در محیط اطراف وجود دارد. شاید در شهرها مهم‌ترین عامل ایجاد محیط زیست آلوده، آلودگی هوا ناشی از کارخانه‌های موجود در شهرها و حومه، ترافیک شهری، آلودگی‌های صنعتی و آلودگی‌های مراکزی مثل بیمارستان‌ها باشد. محیط زیست نه تنها بیماری‌های جسمی بلکه بیماری‌های روحی و روانی را نیز موجب می‌شود. ثابت شده، در بعضي از بیماری‌های روحی ـ روانی مثل افسردگی یا اسکیزوفرنی‌ها، آلودگی‌ هوا فرد را مستعد به این بیماری‌ها می‌کند. آلودگی هوا حتی می‌تواند بر روی جنین در خانم‌های باردار نیز تأثیر منفی داشته باشد. لذا ضروری است اقداماتی انجام داد تا آسیب‌پذیری در برابر عوامل زیانبار محیط زیست را به حداقل رساند و سلامت آحاد جامعه را فزون تر نمود.

    حمایت اجتماعی :

    يكي از عوامل تعيين كننده سلامت انسان بهره‌مندي از حمايت‌هاي اجتماعي به معناي اقدام‌هاي كمكي در شرايط سخت زندگي براي نوع بشر است.

    سلامت اجتماعي به چگونگي وضعيت ارتباط فرد با ديگران در جامعه می پردازد. هر نوع قطع ارتباط بین فرد و جامعه، به گونه ای که افراد در چارچوبهای اجتماعی جذب نگردند، زمینه ای مساعد برای رشد انحرافات اجتماعی و پیدایش مشکلات سلامت روان می باشد. در تعريف سلامت در سال 1948 كه توسط سازمان بهداشت جهانی بيان شد، سلامت اجتماعي یکی از سطوح سلامت کلی فرد بيان شده است. بُعد اجتماعی سلامتی شامل سطوح مهارت های اجتماعی، عملکرد اجتماعی و توانایی شناخت هر شخص از خود به عنوان عضوی از جامعه ی بزرگتر است. سلامت اجتماعی را به عنوان گزارش فرد از کیفیت روابطش با افراد دیگر(نزدیکان و گروههای اجتماعی) که وی عضوی از آنهاست تعریف می کنند و معتقدند که مقیاس سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را می سنجد و شامل پاسخهای درونی فرد(احساس‏، تفکر و رفتار) است که نشانگر رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی و محیط اجتماعیش می باشد. کیفیت زندگی و عملکرد شخصی فرد را نمی توان بدون توجه به معیار های اجتماعی ارزیابی کرد و عملکرد خوب در زندگی چیزی بیش از سلامت روانی است و تکالیف و چالش های اجتماعی را نيز دربرمي‌گيرد.

    حاشیه نشینی و مناطق محروم دور افتاده

    در تمام جوامع گروه هایی وجود دارند که بنا به دلایل مختلف، شرایط زندگی متفاوتی با سایر افراد جامعه داشته و از بسیاری از مزایای اجتماعی که سایر افراد جامعه برخوردارند از جمله خدمات سلامت محروم می مانند مثل حاشیه نشین ها، گروه های مختلف قومی و... مواردی که معمولاً در مقایسه با دیگران مورد غفلت قرار می گیرد مواردی از قبیل امکان برخورداری از تحصیل، شرایط اشتغال برابر و یا برخورداری از حمایت های اجتماعی می باشند. این قبیل محرومیت ها سبب محدودیت روابط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، شرایط بد کاری، حقوق نامناسب، درآمد کم و تغذیه نامناسب این گروه ها شده که خود می تواند اثرات منفی بر سلامت روان آنان ایجاد نماید.

    حوادث و بلایا:

    سلامتي و زندگي بشر همواره در معرض تهديدات و خطرات ناشي از حوادث و سوانح قرار دارد. در اين ميان افراد زيادي جان و يا سلامتي خود را از دست داده و همه ساله خسارات جاني و مالي زيادي به بار مي‌آيد. توسعه سريع اجتماعي، اقتصادي و بهره مندي از فناوري ها و امكانات جديد، بدون زير ساخت هاي فرهنگي و اجتماعي و تغيير سريع الگوهاي زندگي، بدون توجه به پيش نيازهاي ضروري براي پذيرش اين دگرگوني ها، همگي به اين منجر شده كه ميزان بروز حوادث عمدي و غير عمدي، تلفات انساني و زيان هاي اجتماعي و رواني ناشي از آن به شدت افزايش يافته و به يك مشكل جهاني و كشوري مبدل شود. روند تصاعدي آسيب‌هاي ناشي از حوادث ‌راه‌ها آن را به عنوان يك مشكل سلامتی جدي مطرح كرده، طوری که: در سطح جهان، هر روز 3242 نفر در اثر آسيب‌هاي ترافيكي جان خود را از دست داده و بين 20 تا50 ميليون نفر دچار آسيب يا ناتواني مي‌شوند و آسيب‌هاي ترافيكي در حال حاضر در ميان علل مرگ و مير در جهان با سهم 21 درصد در رتبه يازدهم قرار دارد و رتبه آن در ايران، جايگاه دوم است.

    همچنین با عنایت به حادثه خیز بودن کشور ما از نظر حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله و شیوع زیاد این حوادث نسبت به بسیاری دیگر از نقاط جهان ،آمادگی و برنامه ریزی وسیع و همه جانبه کشوری در مورد این حوادث ضروری می نماید

    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:9  توسط  ali mirzamohammadi  | 

     از اینروست که بحث انواع پزشکی رایج و رویکردهای موجود در قبال انواع پزشکی، علل و انگیزه های پذیرش یا عدم پذیرش آحاد جامعه نسبت به انواع طب در زمره ی موضوعات مورد مطالعه ی این رشته قرار دارد. شواهد آماری موجود نشان می دهد که امروزه در بسیاری از جوامع درحال توسعه  اکثر مردم برای رفع نیازهای خود در زمینه ی مراقبت های بهداشتی  به طب سنتی وابسته اند اما در کشورهای توسعه یافته نیز با رشد قابل توجه شمار پزشکان یا درمانگران طب سنتی یا جایگزین روبرو هستیم. این مقاله با استفاده از روش مطالعه ی کتابخانه ای و اینترنتی به بررسی دسته بندی و تعاریف انواع طب و عوامل موثر بر رشد آن ها می پردازد و یافته های نظرسنجی اینترنتی در این باره را نیز گزارش می نماید.

     
    مقدمه
    جامعه شناسی پزشکی در میان موضوعات مورد مطالعه ی خویش بخشی را به حرفه ی پزشکی و ارائه کنندگان مراقبت های درمانی اختصاص می دهد. به نهاد درمان و نقش های این حوزه می پردازد و در این مجموعه نیز به مباحثی چون رابطه ی پزشک و بیمار توجه دارد. از اینروست که بحث انواع پزشکی رایج و رویکردهای موجود در قبال انواع پزشکی، پذیرش یا عدم پذیرش مردم نسبت به انواع طب در زمره ی موضوعات مورد مطالعه ی این رشته قرار می گیرد.
    در چارچوب مباحث جامعه شناسی پزشکی آنجا که به حرفه ی پزشکی و عوامل ارائه کننده ی مراقبت ها و  خدمات درمانی می پردازیم نهاد پزشکی و درمان را به دو دسته ی عمده تقسیم می کنیم: در یک سو، پزشکی مدرنmodern medicine   یا متعارف  conventional قرار دارد و در سوی دیگر هر آنچه به عنوان نوعی طب شناخته می شود اما ذیل پزشکی مدرن قرار نمی گیرد که خود انواع و تقسیمات متنوعی دارد و عنوان های مختلفی را شامل می گردد من جمله پزشکی سنتی  traditional، یا جایگزین   alternative یا مکمل  complementary. پزشکی  مردمی folk medicine/lay medicine نیز  در همین مجموعه قرار می گیرد.  البته هستند کسانی که دسته بندی سه گانه ای را نیز به این شرح پیشنهاد کرده اند: 1- نظام زیستی-پزشکی نوین یا غربی  2- نظام های پزشکی سنتی و 3- نظام های مردمی یا popular که منظور  همان درمان ها ی پزشکی های جایگزین اند (Cockerham, 2001:35).
    تعاریف و ویژگی ها
    منظور از پزشکی سنتی، یا نظام های سنتی بهداشت، نظام های بومی است با سابقه ی طولانی که در کشورهای در حال توسعه می توان یافت یا در میان جماعات بومی در کشورهای توسعه یافته (Matcha, 2000: 282 ). یک تعریف ساده  و کلی  از پزشکی مردمی این است که بگوییم هر فعالیت درمانی که خارج از  عرصه ی پزشکی غربیmedicine  Western  قرار داشته باشد. معیار بکس Bakx  ( 1991:21) برای تعریف آن   گویاست: طب مردمی دو عنصر  متمایز اما اساساٌ مرتبط را ترکیب می کند: یکی  عنصر فرهنگ culture  است و دیگری عنصر انتخاب  choice.     با ارجاع به درمان های جایگزین هم منظور معالجات و اقدامات درمانی ای است که مورد پذیرش وسیع یا عام قرار نگرفته اند یا تحقیقات علمی مناسب و  شایسته ای در موردشان به عمل نیامده تا بتوان آنها را در زمره ی روشهای درمانی استاندارد به حساب آورد Matcha, 2000: 282 ). طب گیاهی از این دسته است.
    محققین دیگر نیز به ویژگی های دیگری در تعریف مشخص تر این نوع پزشکی اشاره داشته اند به عنوان مثال، در نپال مشخصه ی این شیوه ها این است که توسط پزشک-جادوگر، یا شفادهندگان مذهبی یا معالجه گرانی به کار می رود که بیماری های مشخصی  را به نیروهای طبیعی یا ماورالطبیعه نسبت می دهند (Subedi and Subedi, 1993: 111). برخی از محققین نیز با ارجاع به نوعی از پزشکی هندی معتقد است که درمانهای مردمی، بر باورهای ابتدایی در باره ی ریشه و علل بیماری ها و انواع خرافات بنا شده اند Camazine, 1986: 27-8)). کاربرد روشهای درمانی  گیاهی  botanical   نیز در چارچوب این تعاریف قرار می گیرند که برای فرد مبتلا به کار گرفته می شوند (ماچا ص 292).

    هاتفورد نیز برخی از ویژگی های مشترک در مورد انواع پزشکی مردمی را از جمله نوعی تاکید بر علت های زیرین/ناپیدای بیماری  در کنار علت های آشکار و نیز نوعی تاکید بر  انواع مختلف "انرژی" جاری و  ضرورت کاربرد مفاهیمی چون "هارمونی"، "تعادل"، و "انسجام" می داند (1988:237).
    ماچا در اشاره به پزشکی مردمی نزد سیاهپوستان امریکایی می نویسد: “در این نوع پزشکی، به علت یک بیماری، در مقایسه با علائمی که در بیمار  آشکار می شود بسیار بیشتر اهمیت داده میشود. بیماری می تواند طبیعی یا غیر طبیعی تشخیص داده شود. یک بیماری طبیعی، که در متن/بستر علل محیطی یا در راستای مجازات الهی رخ می دهد همواره در هماهنگی با اراده ی خداوند شناخته می شود. به عنوان مثال، نپوشیدن لباس مناسب در شرایط سرمای هوای بیرونی منجر به عفونت مجرای تنفسی می شود. مجازات الهی در  فلج ناشی از سکته بازتاب می یابد که در نتیجه به قربانی فرصتی می دهد تا انحرافات یا کجروی های  مرتبط با مراحل قبلی زندگی شان را مداقه کنند. در مورد بیماری های غیرطبیعی، که  معالجه شان خارج از  توانایی افرادی چون خویشاوندان، دوستان،  یا حرفه ی پزشکی قرار دارد به  افرادی سپرده می شود که رابطه ی ویژه با خدا دارند یا دارای نیروهایی هستند فراتر از کل مردم. اعتقاد بر این است که کاربرد جادو می تواند علت بیماری را آشکار کند (Matcha, 2000:293).
    به نظر واتسون ( Watson, 1984) حاصل کار مداواگران طب عامیانه تا حد زیادی مبتنی است بر اعتقاد فرد بیمار به توانایی طبیب اش در معالجه یا شفا و دیگر، این  اعتماد که  طبیب فهم و اشراف جامع نگرانه ای نسبت به اختلالی است که برای بیمار به وجود آمده است و به همین دلیل درمان درستی را نیز تجویز نموده است.
    کالینج   (Collinge, 1996)دسته بندی سه گانه ای از انواع موجود پزشکی های جایگزین ارائه می کند که شامل:
    -     معالجات مرتبط با بدن somatic (یا هر شکلی از تماس مستقیم با بدن بیمار را در بر می گیرد)
    -    درمان های تغذیه ای یا گیاهی  herbal or nutritional
    -    درمان های مبتنی بر انرژی energetic (که نظامهای انرژی درون بدن را به کار می گیرد) 
    انواع رویکردهای درمانی
    برای بسیاری، پزشکی غیر متعارف همچنان مورد سوء ظن قرار دارد. شخصی به نام گویتز (Gevitz, 1988)   این سه نوع توضیح را برای عملکرد  پزشکی ارائه می دهد:
    -    رویکرد غالب dominant perspective که از سوی اجتماع پزشکان عنوان می شود پزشکی های جایگزین را نوعی رفتار "انحرافی"  یا کجروانه deviant  قلمداد می کند. جامعه ی پزشکی در طول تاریخ، به صورت حرفه ای  و علنی، استفاده کنندگان از  این نوع اقدامات درمانی را محکوم کرده اند.
    -    نوع دوم نگاه غیرارتدوکس unorthodox   یا رویکرد   کسانی است که افراد دارای رویه ی پزشکی متعارف یا معمول regulars را محکوم می کنند از آنجا که چنین رویه هایی مستلزم اقدامات ناخواسته یا تحمیلی است که گاه مرگبار و پر مخاطره اند. یعنی رویه های معمول گاه بیش از آنکه سودمند باشند مسئله - سازند.
    -    رویکرد سوم رویکرد علمی،  scientific perspective   که بر مبنای تحقیق روی هر دو  نوع ارتدکس و غیر ارتدوکس بنا شده است قائل به ارزیابی های مثبت و منفی در مورد هر دو نوع پزشکی است. در این رویکرد تلاش، حفظ بی طرفی و عدم جانبداری است  که امکان و اجازه ی درک وسیع تر نسبت به پدیده ی شفای جایگزین را می دهد و به ربط میان آن با پزشکی متعارف و با جامعه توجه می کند.
    اینک این سوال مطرح می شود که "پزشکان طب غیر متعارف چه ویژگی هایی دارند که آنها را از دیگر درمانگران متمایز می سازد؟!" تحقیقاتی که در سوئد به انجام رسیده  تاکید بر فلسفه ی حرفه ای متفاوت این نوع درمان دارد. درمانگران در این شیوه های درمانی در چشم مردم کسانی هستند که نیت های انسانی ایشان را وادار به اقدامات شفابخش می کند و رابطه ای چند بعدی با بیماران برقرار می کنند و عملکردشان صرفاً بر مبنای انگیزه های مادی نیست.
    مشتریان درمانهای غیر متعارف
    ماچا (Matcha, 2000: 282) این سوال را مطرح می کند که "فکر می کنید که درمانگران سنتی یا جایگزین در حاشیه ی نظام مراقبت های درمانی یا  حاشیه ی جامعه قرار دارند؟"  و سپس ادامه می دهد: پاسخ به صورت غیر منتظره ای "خیر" است. بر خلاف تصور، این درمانگران، در زندگی بسیاری از افراد در اجتماعی که در آن ساکن اند مرکزیت دارند  و  از مولفه ی اصلی نظام مراقبت های بهداشتی به حساب می آیند. آمار مربوط به کشور انگلستان در سال 1992 نشان داده است که نرخ رشد درمانگران این نوع پزشکی در حدود 6 برابر نرخ رشد پزشکان پزشکی مدرن بوده است. در ایالات متحده نیز تحقیقی در سال 1993 نشان داده است که یک چهارم پاسخگویان از  پزشکی غیر متعارف استفاده کرده بودند. در دانمارک و سوئد  در سال 1989 یک پنجم تمام بزرگسالان از شیوه های درمانی غیر متعارف استفاده می کردند. ذر  سال 1996 در انگلستان چیزی در حدود  6.5 درصد کل تعداد مشاوره های درمانی مربوط بود به پزشکان طب غیر متعارف. در همین سال،  نتایج تحقیقات همچنین نشان می دهد که در اروپا، چیزی میان یک سوم تا نصف جمعیت بزرگسال زمانی در طول زندگی خود از پزشکی غیر متعارف بهره گرفته اند.
    کرام الدینی (1385 ) به نقل از Geneva Foundation for Medical,  Education and Research (2004 ) ) می نویسد " امروزه در بسیاری از جوامع درحال توسعه  اکثر مردم برای رفع نیازهای خود در زمینه ی مراقبت های بهداشتی  به طب سنتی وابسته اند. افریقا 80 درصد، هندوستان 67 درصد، چین 40 درصد، شیلی 71 درصد، کلمبیا 40 درصد. زیرا که طب سنتی به علت گستره ای از عوامل اجتماعی، اقتصادی، جغرافیای و فرهنگی، در دسترس، مقبول و درحد توان خرید اکثر مردم است. 
    رشد و حضور  قابل توجه پزشکی غیر متعارف در میان برخی از اقشار پزشکان در کشور های صنعتی با  مخالفت ها  و تهدید هایی مواجه شده است. به عنوان مثال  در استرالیا انجمن ملی پزشکان در سال 1993 پیشنهاد داده است که محدودیت هایی از نظر بازپرداخت هزینه ها یا حمایت های مالی برای کاربران پزشکی های غیر متعارف ایجاد شود. (Matcha, 2000: 283 ).
    مک گوایر نیز می نویسد: "در  جوامع مدرن غربی، مردم ممکن است از نظامهای درمان جایگزین یا غیر متعارف در کنار و همزمان با پزشکی- زیستی biomedicine  استفاده کنند. مطالعه ای در مورد امریکائیان طبقه متوسط که به درمان های شفابخش روی آورده بودند نشان داد که تقریباً تمام مراجعین هم از نظام زیستی-پزشکی استفاده کرده بودند و هم از نظام درمان جایگزین. علاوه بر آن، مشخص گردید که باورهای ایشان تعیین کننده ی نوع ترکیب ایندو نظام درمانی بود. کاربران انواع شیوه های شفابخشی، احساس می کردند که پزشکان الزاماً بهترین منبع کمک برای مشکلات ایشان نظیر بیماری های مزمن یا دردهای مزمن شان نیستند چرا که فقط نشانه های بیماری شان را چاره می کنند نه علت بیماری را ! ایشان معتقد بودند که علت های اصلی چنان بیماری هایی "روحی" بوده اند (یا عوارض جانبی اجتماعی – عاطفی مسائل روحی شان بوده اند)" (McGuire, 1988).
    الیوت بینز Elliott-Binns, 1986) ) در تحقیق خود  از پانصد بیمار در کلینیک های درمانی پرسیده بود که پیش از مراجعه به پزشک چه نوع توصیه هایی دریافت کرده بودند. نتایج حاصله را با یافته های تحقیقی مشابه مربوط به سال هفتاد میلادی مورد مقایسه قرار داد که حکایت از این داشت که تغییرات نسبتاً کمی در فراوانی و طبیعت توصیه های بهداشتی عامیانه در طول 15 سال پدید آمده بود . به ترتیبی که زنان همچنان منابع اصلی توصیه های غیر رسمی بودند، و توصیه از جانب مردان همچنان این بود که بهتر است به پزشک مراجعه شود.  البته نقش تلویزیون پر رنگ تر شده بود به عنوان یکی از منابع کسب اطلاعات پزشکی اما خود-درمانی و توصیه های پزشکی عامیانه  همچنان در زمره ی منابع عمده مراقبت های درمانی قرار داشتند ".
    نگارنده در سایت اینترنتی شخصی اش طی یک نظرسنجی به طرح این سوال پرداخت که
     به نظرتون وقتی آدم سرما می خوره، سراغ پزشک بره بهتره یا این که به درمانهای خانگی نظیر آنچه مادربزرگها توصیه می کنن رجوع کنه ؟! منظورم همان راه حل هایی است که بنا به تجربه به دست آمده و در میان انواع قومیت ها با تنوع زیاد یافت می شود و کسی آنها را درکلاس های آموزش پزشکی فرا نگرفته است.

    در پاسخ به این پرسش واکنش های متنوعی دریافت و مشاهده شد که برخی از آنها  در این جا با ارجاع به برخی متغیرها یا عوامل جامعه شناختی مرتبط نقل می گردد:

    برخی به بدگمانی از سوی نسل های قدیمی نسبت به پزشکان امروزی اشاره داشت نظیر این مورد:

    -    "عمه 80 ساله ام یادم آمد. او به پزشک "حکیم" می گفت. او به "حکیم" اعتقاد نداشت. او می گفت: حکیم پول می گیره کاری هم نمی کند. او ما را به هزار جور معالجه با هزار و یک نوع جوشیدنی سفارش می کرد. قبل از اینکه برود مدتها در بستر بیماری بود اما هرگز پا به بیمارستان نگذاشت. عمه من 80 سال بدون علم پزشکی نوین زیست...."

    برخی به تفاوت های اقتصادی اجتماعی میان معتقدان به درمانگران سنتی اشاره داشتند نظیر این مورد:
    -    "فکر کنم بیشتر خانواده های ایرانی در نهایت باور بیشتری به طب سنتی دارند حداقل شواهد اطراف من ای رو به خوبی در پایین شهر تهران نشان می دهد . شاید در بالای شهر طور دیگری باشد "
    برخی اهمیت زیادی به منبع طبیعی در مورد طب سنتی می دهند و خواص آن را قابل مقایسه با طب نوین می دانند:
    -    "من به طب سنتی معتقدم. خیلی هم استفاده میکنم مثلا برای سرماخوردگی اکینشیا میخورم. شرکتی هم که براش کار میکنم تولید کننده Natural Health Product هست. در واقع معتقدم طب سنی واقعا طبه و حتی مصرف بیش از اندازه از دم کرده ها و عصاره ها و ... میتونه زیان آور باشه".
    برخی به خواص "معجزه آسا"ی طب مردمی باور دارند:
    -    "من که از چارگرد (جهار گرد) خیر زیادی دیدم. وقتی سرما می خوردم، مادرم از بقالی (!) سرکوچه یه بسته کاغذی دست پیچ می گرفت که گویا عطار یا حکیمی چهار داروی مختلف رو به صورت پودر مخلوط در این کاغذها ریخته بود. وقتی سرماخوردگی به آبریزش می رسید، چارگرد بهترین بود! زیر لحاف دراز می کشیدم و با خوردن اونها عرق می کردم و انگار بیماری هم با این عرق از بدن بیرون می رفت. اگر سرفه هم بود، بخور معجزه می کرد. همیشه هم اسفند دود می دادند تا نظر کسی که اهل خانه را چشم زده است، بی اثر شود! فکر می کنم در آن شرایط که بهترین و مهم ترین طبیب در دسترس (!) ما شیر و خورشید سرقبرآقا (مولوی)بود، راهی بجز استفاده از شیوه حکیمانی که به عمد یا از روی باور، نظرات خود را با خرافات تلفیق کرده بودند وجود نداشت. تازه ما پایتخت نشین بودیم! در مورد ایلات و عشایر یا روستاهای دور افتاده اصلا انتخابی در برابر طب عامیانه وجود نداشت. ناگفته نماند که به نظر من بعضی از یافته ها هم حاصل تجربه قرن ها و حتی هزاره های دانشمندان قدیم بوده است که متاسفانه بشر امروز به سادگی آنها را دور انداخته است. من در مورد خودم می توانم اذعان کنم که چشم هایم از مطالعه طولانی در نور نامناسب ضعیف شده بود و قطره هایی که پزشکان تجویز می کردند به کار نمی آمد. مادرم با سرخ کردن و هم زدن زرده تخم مرغ نوعی روغن سیاه رنگ به دست آورد و با مالیدن آن روی ابروی من پس از چند نوبت، مشکل حل شد!"
    -    "طب سنتی و یا گیاه دارویی اثر بخشی بیشتری داره البته تو بعضی موارد. من که زیاد اعتقاد نداشتم ولی توی شهرستان ما یه اقایی هست که مغازه ی عطاری داره و مغازه پر زرق و برقی هم نداره اما واقعا معجزه میکنه . با اینکه تحصیلات دانشگاهی نداره اما کارش حرف نداره البته اونطور که میگن مطالعه اش زیاده"
    برخی نیز معتقدند که نظام دفاعی بدن است که عملکرد خود را ایفا می کند و پزشکی مدرن نقش مهمی ایفا نمی کند:
    -    "من که شخصا اوضاعم باید خیلی حاد شده باشه که دکتر برم! والا سخت معتقدم که دوره داره و خودش خوب می‌شه"
    به اعتقاد بسیاری، پاسخ گرفتن از طب سنتی است که زمینه ی پذیرش آن را فراهم می کند:
    -    "چند باری تجربه کردم و جواب نیز گرفتم. خصوصا در مورد سرماخوردگی و سرفه های خشک با شکرگولی (شکر تاقار) شفا گرفتم"
    بسیاری نیز به نیروی "ایمان و اعتقاد به شفابخشی" ارجاع می دهند:
    -    "به نظر من یکی از مهمترین عوامل درمان شدن، اعتقاد بیمار به شفابخش بودن درمانه. اگه کسی واقعا معتقد باشه روشهای سنتی بهترن، این روشها واقعا برای اون مؤثرتر هستند. خود من چند روش من درآوردی برای درمان سرماخوردگی دارم که امروز تأثیری خوبی روم داشتن..."
    برخی نیز به تجربه ی مثبت خود در باره ی طب مدرن اهمیت بیشتری می دهند:
    -    "من بیدرنگ به دکتر مراجعه می کنم اما بعد از تشخیص دکتر شاید از این درمانها استفاده کنم. دلیلش هم گمونم اینه که پدر مادرم هیچ وقت با این جور چیزها ما رو درمان نکردند و همینطور فرانسه کشوریه که با دواهای عالی همون یه ذره اعتقاد به این روشها رو ازم گرفت! پس جواب سوالتون اینه که به نظر من بهتره به پزشک مراجعه کرد چون نشانه های بیماری ممکنه بین چند بیماری مشترک باشه و ما با اونها آشنا نباشیم."
    -    و این مثال:  "خیلی وقتا واقعا داروها واسه سرماخوردگیم کارساز نیست و این تک سرفه ها فقط با جوشونده های مامان بزرگم خوی می شه" اینو دوستم می گفت.اما راستش من اعتقاد دارم هر کسی بدن خودشو بهتر می شناسه و می دونه که چی واسش کارسازتره! من که فقط پنی سیلین!"
    -    " روش عامیانه برای " درمان " موثر نیست شاید کمی بیماری رو خفیف تر کنه یا برای پیشگیری مفید باشه اما بطور کامل درمان نمیکنه مثلاً من برای گلو دردم چای پونه میخورم کمی خفیفتر میشه اما تا دکتر نرم و آنتی بیوتیک نگیرم بهبودی اتفاق نـمی افته ... استادی داشتم تو دانشگاه که میگفت یک کامیون شلغم که بـخوری تازه میشه یک دونه کپسول آنتی بیوتیک ..."
    و البته تجربه همچنین در تائید درمان سنتی می تواند نقش داشته باشد:
    -    " بستگی به نوع سرماخوردگی داره اگر شدید باشه و گلوم عفونت کرده باشه حتما دکتر می‌رم اما معمولا سرماخوردگی های ساده را با استراحت، خوردن شلغم (که بسیار مفیده) و سوپ و مرکبات درمان می کنم. گرچه در زمان کودکی بسیاری از دم کرده های سنتی را خورده ام"
    -    "من طب سنتی رو بیشتر قبول دارم! سوپ درمانی! جوشانده درمانی! بخور درمانی!"
    -    " آنچه مهم است تمامی تجربه های پیشنیان ارزش مند است و طبابت آنها نیز براساس تجربه های بسیار شکل گرفته است. اگر علوم جدید بتواند تحقیقاتی روی آن تجربیات انجام بدهد حتما به نتایج جالبی خواهد رسید."
    برخی نیز هر دو دیدگاه را موجه یا قابل طرح می دانند:
    -    "ما دو دیدگاه متضاد داشتیم: من که معتقد و بسیار مصر به روش علمی هستم، و دیگری که معتقد به طرد نکردن، شانس دادن، ارزیابی و احترام به طب فولکلور بود".
    بررسی اجمالی پاسخ های دریافت شده موید تنوع نگاه خوانندگان سایت اینترنتی نسبت به عملکرد انواع طب مورد بحث می باشد. یافته ها هر چند قابلیت تعمیم ندارند چرا که بر مبنای روش نمونه گیری بدست نیامده اند اما در سطح محدود به پاسخ دهندگان فعلی نیز می توان گفت عوامل موثر بر شکل گیری نگرش مثبت یا منفی افراد نسبت به انواع طب از جمله شامل سن، تجربه ی قبلی، باورها و اعتقادات، و عامل الگوپذیری و یادگیری است. بسامد اشاره ی مثبت به طب مردمی تایید کننده ی این است که در میان جمعیت نمونه ی پاسخ دهنده، طب سنتی حضور نسبتاً پر رنگی دارد و ذکر تجربیات یا برداشت های مثبت از آن قابل توجه است.


    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 11:6  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    چهارشنبه 17 اسفند1390 ساعت: 14:39 توسط:رفیعی
    سلام و خسته نباشید وبلاگتون عالیه
    ولی اگه بتونید زندگی نامه ی پروفسور حمزه ای "عنایت الله مهاجرینی هرسینی ومجتبی شمسی پور واسماعیل مهدوی بنویسید که از بزرگان کورد هستن و متاسفانه در مورد زندگی نامه ی این مردان بزرگ هیچ وبلاگی نیست کار بسیار بزرگی کردید و من از همین جا دستان شما را میبوسم
     وب سایت   پست الکترونیک
    زندگینامه دکتر منصور وثوقی
    + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 10:59  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    دوشنبه 17 بهمن1390 ساعت: 9:15 توسط:شیخی
    سلام و عرض ادب
    وب علمیتون آموختنی بسیار دارد
    از زحماتتون متشکرم
    به امید همکاری علمی بیشتر
     وب سایت   پست الکترونیک
    پرسش نامه رابطه سرمایه اجتماعی و احساس شهروندی
    + نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 18:0  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    برای کار با نرم افزار مذکور اولین مشکل دسترسی به آن است! به عنوان اولین راه میتوان از وبسایت نرم‌افزار که پیش تر معرفی کرده بودم آن را دانلود کرده و به مدت یک ماه استفاده کرد.

    بعد از آن چه باید کرد؟

    - سعی کنید فایل های داده های خود (از قبیل متن مصاحبه) را به نرم افزار import کنید (source).

    - اگر از قبل کدهای مشخصی (node) برای تحلیل داده ها دارید، آنها را تعریف کنید.

    -  افراد شرکت کننده را تحقیق (case) را تعریف کرده و به تعریف کردن خصوصیات (atributes) آنها بپردازید.

    بعد از انجام این کارها فایل تازه آماده آنالیز است. برای این کار باید به مطالعه متن بپردازید و هر قسمت از متن که مرتبط با یک کد بود را انتخاب کرده و با رایت کلیک آن را به کد مورد نظر مرتبط کنید. در ضمن اگر فلسفه تحقیق شما اجازه میدهد میتوانید به کدهای تازه ای بر مبنای داده ها دست پیدا کنید و داده ها را از نو با کدهای تازه بررسی کنید.

    NVivo 9

    Whether you're working with documents, surveys, audio, video or pictures, NVivo's powerful analysis tools guide you from questions to outcomes. This is fully functional software that can be used for 30 days.

    مطلب زیر  یادداشتی است که من چند وقت پیش بعد از کارکردن با نرم افزار Nvivo نوشتم. این نکات ممکن است برای کسانی که در شرف استفاده کردن از این برنامه باشند، جالب باشد:

    source: اشاره به فایل های حاوی داده است مثل متن پیاده شده یک مصاحبه. می‌تواند وارد نرم‌افزار شده باشد و یا به صورت مستقل باشد.

    case: معمولن اشاره به هر فرد شرکت کننده در تحقیق دارد.

    casebook: جدولی است که تمام caseها و خصوصیات آن‌ها را به نمایش می‌گذارد و برای بررس و اکتشاف مناسب است.

    node: کد یا خصوصیتی است که به یک بخش از متن نسبت میدهیم. بر حسب فلسفه‌ی انتخاب شده نوع کد بندی متفاوت خواهد بود. مثلن در grounded theroy در ابتدا کدگذاری آزاد انجام می‌شود.

    relationship: نشان دهنده ی ارتباط دو چیز است و برای مدل سازی و به تصویر کشیدن ایده مناسب است.

    atribute: خصوصیت یک case   است. کد ها از مشخصات یک منبع source محسوب میشوند و ربطی به افراد ندارند! بنابراین اگر لازم است خصوصیات یک فرد تعیین شود باید با ایجاد atribute این کار را کرد. برای رسم نمودار و برخی موارد دیگر لازم است atribute مناسب را تعریف کرده باشیم. بهتر است هر گزینه جداگانه تعریف شود به شکل «دارد/ندارد»، نه این که برای یک صفت گزینه های متعدد تعریف شود. در این صورت برای مواردی که یک فرد همزمان چند گزینه را دارد مشکلی پیش نمی‌آید و مقایسه افراد راحت‌تر خواهد بود.

    matrix: برای بررسی تعداد موارد در یک جدول متشکل از گزینه های مختلف کاربرد. مثلن جدولی که یک ستون آن از سطوح مختلف میزان تحصیلات تشکیل شده و ردیف‌های آن از سطوح مختلف گروه های سنی. حاصل جدولی است که به ما میگوید از هر سلول (که نماینده گروهی با سن و تحصیلات خاص است) چند نفر داریم. 

    Queri: برای جست و  جو تعداد موارد خاص یک چیز و یا پیدا کردن واژه های مورد نظر مفید است.

    annotaion: برای یادداشت برداری مفید است.

    set: گروهی از موارد فوق است که به نوعی با هم در ارتباطند.

    دکتر سیلورمن جایی اشاره کرده بود که از این نرم افزار برای ساماندهی یادداشت‌های شخصی‌اش برای تالیف یک کتاب استفاده کرده بود. بنابراین نرم افزار می‌تواند ابزاری با کاربردهای متعدد باشد.

    نسخه جدید نرم افزار Nvivo که پیش تر در مورد آن صحبت کرده بودم ارائه شده است (نسخه ۸). از جمله ویژگی های این نسخه جدید قابلیت نصب آن در ویندوز ویستا است.

    با استفاده از لینک زیر میتوانید این نرم افزار را دانلود کرده و به مدت یک ماه استفاده نمایید:

     

    http://www.qsrinternational.com/products_free-trial-software.aspx?productid=18

    نرم افزار Nvivo

    برای کار با نرم افزار مذکور اولین مشکل دسترسی به آن است! به عنوان اولین راه میتوان از وبسایت نرم‌افزار که پیش تر معرفی کرده بودم آن را دانلود کرده و به مدت یک ماه استفاده کرد.

    بعد از آن چه باید کرد؟

    - سعی کنید فایل های داده های خود (از قبیل متن مصاحبه) را به نرم افزار import کنید (source).

    - اگر از قبل کدهای مشخصی (node) برای تحلیل داده ها دارید، آنها را تعریف کنید.

    -  افراد شرکت کننده را تحقیق (case) را تعریف کرده و به تعریف کردن خصوصیات (atributes) آنها بپردازید.

    بعد از انجام این کارها فایل تازه آماده آنالیز است. برای این کار باید به مطالعه متن بپردازید و هر قسمت از متن که مرتبط با یک کد بود را انتخاب کرده و با رایت کلیک آن را به کد مورد نظر مرتبط کنید. در ضمن اگر فلسفه تحقیق شما اجازه میدهد میتوانید به کدهای تازه ای بر مبنای داده ها دست پیدا کنید و داده ها را از نو با کدهای تازه بررسی کنید.

      
    نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٦
    تگ ها : nvivo


    چند نکته در مورد Nvivo

    مطلب زیر  یادداشتی است که من چند وقت پیش بعد از کارکردن با نرم افزار Nvivo نوشتم. این نکات ممکن است برای کسانی که در شرف استفاده کردن از این برنامه باشند، جالب باشد:

    source: اشاره به فایل های حاوی داده است مثل متن پیاده شده یک مصاحبه. می‌تواند وارد نرم‌افزار شده باشد و یا به صورت مستقل باشد.

    case: معمولن اشاره به هر فرد شرکت کننده در تحقیق دارد.

    casebook: جدولی است که تمام caseها و خصوصیات آن‌ها را به نمایش می‌گذارد و برای بررس و اکتشاف مناسب است.

    node: کد یا خصوصیتی است که به یک بخش از متن نسبت میدهیم. بر حسب فلسفه‌ی انتخاب شده نوع کد بندی متفاوت خواهد بود. مثلن در grounded theroy در ابتدا کدگذاری آزاد انجام می‌شود.

    relationship: نشان دهنده ی ارتباط دو چیز است و برای مدل سازی و به تصویر کشیدن ایده مناسب است.

    atribute: خصوصیت یک case   است. کد ها از مشخصات یک منبع source محسوب میشوند و ربطی به افراد ندارند! بنابراین اگر لازم است خصوصیات یک فرد تعیین شود باید با ایجاد atribute این کار را کرد. برای رسم نمودار و برخی موارد دیگر لازم است atribute مناسب را تعریف کرده باشیم. بهتر است هر گزینه جداگانه تعریف شود به شکل «دارد/ندارد»، نه این که برای یک صفت گزینه های متعدد تعریف شود. در این صورت برای مواردی که یک فرد همزمان چند گزینه را دارد مشکلی پیش نمی‌آید و مقایسه افراد راحت‌تر خواهد بود.

    matrix: برای بررسی تعداد موارد در یک جدول متشکل از گزینه های مختلف کاربرد. مثلن جدولی که یک ستون آن از سطوح مختلف میزان تحصیلات تشکیل شده و ردیف‌های آن از سطوح مختلف گروه های سنی. حاصل جدولی است که به ما میگوید از هر سلول (که نماینده گروهی با سن و تحصیلات خاص است) چند نفر داریم. 

    Queri: برای جست و  جو تعداد موارد خاص یک چیز و یا پیدا کردن واژه های مورد نظر مفید است.

    annotaion: برای یادداشت برداری مفید است.

    set: گروهی از موارد فوق است که به نوعی با هم در ارتباطند.

    دکتر سیلورمن جایی اشاره کرده بود که از این نرم افزار برای ساماندهی یادداشت‌های شخصی‌اش برای تالیف یک کتاب استفاده کرده بود. بنابراین نرم افزار می‌تواند ابزاری با کاربردهای متعدد باشد.

     

      
    نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ٤:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳
    تگ ها : nvivo


    نسخه جدید Nvivo

    نسخه جدید نرم افزار Nvivo که پیش تر در مورد آن صحبت کرده بودم ارائه شده است (نسخه ۸). از جمله ویژگی های این نسخه جدید قابلیت نصب آن در ویندوز ویستا است.

    با استفاده از لینک زیر میتوانید این نرم افزار را دانلود کرده و به مدت یک ماه استفاده نمایید:

     

    http://www.qsrinternational.com/products_free-trial-software.aspx?productid=18

      
    نویسنده : دکتر پوریا صرامی ; ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳
    تگ ها : nvivo


    نرم افزار Nvivo

    این نرم افزار عمدتا برای تجزیه و تحلیل متون در تحقیقات کیفی به کار میرود. به این ترتیب که داده ها (متن مصاحبه های انجام شده، یا پاسخ های تشریحی به پرسشنامه ها) وارد این نرم افزار می شوند، سپس امکان کدگزاری متن وجود دارد و در نهایت از نرم افزار برای بررسی کد های موجود و ارتباط آنها با خصوصیات افراد شرکت کننده استفاده میشود. قابلیت سازمان دهی اطلاعات و جستجوی واژه در تمام داده های موجود کمکهای بسیار بزرگی به محقق محسوب میشوند. هم چنین امکاناتی برای مدل سازی و نمایش مدل با اشکال هندسی هم وجود دارد.

    از نکات منفی آن، زمانی است که محقق باید صرف آشنایی با آن بکند و سنگین بودن برنامه از لحاظ سخت افزاری است، به گونه ای که دست کم حافظه جانبی ۲۱۵مگابایت ، ترجیحا ۵۱۲  و البته واقع بینانه یک گیگا بایت برای آن لازم است!

    و از خصوصیات دیگر برنامه های کامپیوتری این است که گهگاه ایراد پیدا میکنند و محقق ممکن است حاصل کارش را از دست بدهد!

    توضیحات نرم افزار QSR Nvivo 8.0.335.0 SP4

    دانلود نرم افزار تجزیه و تحلیل نتایج در تحقیقات کیفی

    این نرم افزار عمدتا برای تجزیه و تحلیل متون در تحقیقات کیفی به کار میرود. به این ترتیب که داده ها (متن مصاحبه های انجام شده، یا پاسخ های تشریحی به پرسشنامه ها) وارد این نرم افزار می شوند، سپس امکان کدگزاری متن وجود دارد و در نهایت از نرم افزار برای بررسی کد های موجود و ارتباط آنها با خصوصیات افراد شرکت کننده استفاده میشود. قابلیت سازمان دهی اطلاعات و جستجوی واژه در تمام داده های موجود کمکهای بسیار بزرگی به محقق محسوب میشوند. هم چنین امکاناتی برای مدل سازی و نمایش مدل با اشکال هندسی هم وجود دارد.

     

    توضیحی در مورد بخشهای نرم افزار:

    source: اشاره به فایل های حاوی داده است مثل متن پیاده شده یک مصاحبه. می‌تواند وارد نرم‌افزار شده باشد و یا به صورت مستقل باشد.

     

    case: معمولأ اشاره به هر فرد شرکت کننده در تحقیق دارد.

     

    casebook: جدولی است که تمام caseها و خصوصیات آن‌ها را به نمایش می‌گذارد و برای بررس و اکتشاف مناسب است.

     

    node: کد یا خصوصیتی است که به یک بخش از متن نسبت میدهیم. بر حسب فلسفه‌ی انتخاب شده نوع کد بندی متفاوت خواهد بود. مثلا در grounded theory در ابتدا کدگذاری آزاد انجام می‌شود.

     

    relationship: نشان دهنده ی ارتباط دو چیز است و برای مدل سازی و به تصویر کشیدن ایده مناسب است.

     

    attribute: خصوصیت یک case است. کد ها از مشخصات یک منبع source محسوب میشوند و ربطی به افراد ندارند! بنابراین اگر لازم است خصوصیات یک فرد تعیین شود باید با ایجاد attribute این کار را کرد. برای رسم نمودار و برخی موارد دیگر لازم است attribute مناسب را تعریف کرده باشیم. بهتر است هر گزینه جداگانه تعریف شود به شکل «دارد/ندارد»، نه این که برای یک صفت گزینه های متعدد تعریف شود. در این صورت برای مواردی که یک فرد همزمان چند گزینه را دارد مشکلی پیش نمی‌آید و مقایسه افراد راحت‌تر خواهد بود.

     

    matrix: برای بررسی تعداد موارد در یک جدول متشکل از گزینه های مختلف کاربرد. مثلا جدولی که یک ستون آن از سطوح مختلف میزان تحصیلات تشکیل شده و ردیف‌های آن از سطوح مختلف گروه های سنی. حاصل جدولی است که به ما میگوید از هر سلول (که نماینده گروهی با سن و تحصیلات خاص است) چند نفر داریم.

     

    Query: برای جست و جو تعداد موارد خاص یک چیز و یا پیدا کردن واژه های مورد نظر مفید است.

     

    annotation: برای یادداشت برداری مفید است.

     

    set: گروهی از موارد فوق است که به نوعی با هم در ارتباط هستند.

     

    دکتر سیلورمن جایی اشاره کرده بود که از این نرم افزار برای ساماندهی یادداشت‌های شخصی‌اش برای تالیف یک کتاب استفاده کرده بود. بنابراین نرم افزار می‌تواند ابزاری با کاربردهای متعدد باشد.

     

    این نرم افزار توسط دانشجویان مدیریت و جامعه شناسی و چند رشته دیگر مورد استفاده قرار می گیرد.

     http://www.softgozar.com/WebPage/SoftwareDescription.aspx?SoftwareId=537&Title=QSR-Nvivo-8.0.335.0-SP4


    نکات:

    1- توضیحات به نقل از وبلاگ دکتر پوریا صرامی فروشانی با اندکی تصحیح ذکر شده است.

    2- نرم افزار نصب و با موفقیت رجیستر و اجرا شده است.

    3- تصاویر نرم افزار را ببینید.

    4- به همراه نرم افزار یک Keygen و یک دستور العمل به صورت فایل متنی ارائه شده است.

    5- اجزای مورد نیاز برنامه قبل از نصب برنامه باید به درستی و بدون مشکل نصب شوند تا برنامه بدون مشکل کار کند.

     

    روش نصب و رجیستر و اجرا:

    نصب نرم افزار را شروع کنید. فایل Keygen موجود در فولدر Crack را اجرا کنید. سریال ارائه شده توسط کی جن را در حین نصب وارد کنید. فایل Keygen را نبندید.

    بعد از اتمام نصب نرم افزار را اجرا کنید. گزینه Email را انتخاب کنید. فیدهای ضروری فرم را پر کنیدو بر روی Generate کلیک کنید. کد ساخته شده را در کی جن قرار داده و کد جواب را بگیرید و در برنامه قرار داده و Activate را بزنید.

    ارتباط خود را از اینترنت قطع کنید و نرم افزار را اجرا کنید.

     

    نکات مهم در مورد کرک:

    1- نرم افزار در اولین اجرا سعی در اتصال به سایت سازنده و ارسال سریال برنامه و خارج شدن از حالت رجیستر دارد. پس در اولین اجرا باید اتصال شما از اینترنت قطع باشد.

    2- سریالی که در حین نصب وارد می کنید باید همان سریالی باشد که در حالت رجیستر کردن مورد استفاده قرار می گیرد. پس یا نباید Keygen را ببندید یا در زمان رجیستر کردن باید سریال برنامه را به Keygen‌ منتقل کنید و بعد کد دو قسمتی را Generate کنید.

    3- در صورت از کار افتادن رجیستر برنامه نیازی به Uninstall‌ و نصب مجدد نیست. فرم را با اطلاعاتی متفاوت پر کرده و سریال را به Keygen منتقل کرده و برنامه را رجیستر کنید.

    4- برای اطمینان از عدم دسترسی نرم افزار به سرور سایتش می توانید از یک فایروال مانند ESET Smart Security برای جلوگیری از این اتصال استفاده کنید.

    + نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 10:0  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    Data for the following table were reported by the United Nations Development Programme. For explanations, please refer to the notes below the table.
    Prison Population and Prisoners per 100,000 People, by Country
    Ranked by Highest to Lowest Incarceration Rate (per 100,000  people)
    
    				   Prison	             Prisoners Per
    Rank	Country/Region		Population            100,000 People
    -------     ----------------------------		---------------             ---------------------
      1	United States		2,186,230		738
      2	Russia			   869,814		611
      3	St Kitts and Nevis		         214		547
      4	Turkmenistan		     22,000		489
      5	Cuba			     55,000		487
      6	Belize			       1,359		487
      7	Bahamas			       1,500		462
      8	Belarus			     41,583		426
      9	Dominica			          289		419
    10	Barbados			          997		367
    11	Panama			      11,649		364
    12	Ukraine			    165,716		356
    13	Suriname			       1,600		356
    14	Singapore			      15,038		350
    15	Botswana			        6,259	348
    16	Maldives			       1,125		343
    17	Kazakhstan		      49,292		340
    18	South Africa		    157,402		335
    19	Estonia			       4,463		333
    20	St. Vincent/Grenadines	          367		312
    21	Saint_Lucia		          503		303
    22	Trinidad & Tobago		       3,851		296
    23	Latvia			       6,676		292
    24	Kyrgyzstan		     15,744		292
    25	United Arab Emirates		      8,927		288
    26	Georgia			     11,731		276
    27	Mongolia			      6,998		269
    28	Namibia			      4,814		267
    29	Grenada			         237		265
    30	Tunisia			    26,000		263
    31	Thailand			   164,443		256
    32	Swaziland			      2,734		249
    33	Moldova			      8,876		247
    34	Chile			    39,916		240
    35	Lithuania			     8,124		240
    36	Seychelles		        193		239
    37	Poland			    87,901		230
    38	Antigua and Barbuda		        176		225
    39	Azerbaijan			    18,259		219
    40	Iran			  147,926		214
    41	Gabon			     2,750		212
    42	Israel			   13,909		209
    43	Libya			   11,790		207
    44	Mauritius			     2,464		205
    45	Guyana			     1,524		199
    46	Mexico			 214,450		196
    47	Uruguay			     6,947		193
    48	Brazil			 361,402		191
    49	New Zealand		     7,620		186
    50	Czech Republic		   18,950		185
    51	Uzbekistan		   48,000		184
    52	Jamaica			     4,913		182
    53	Costa Rica		     7,782		181
    54	Cape Verde		        755		178
    55	Morocco			   54,542		175
    56	El Salvador		   12,176		174
    57	Hong Kong		   11,580		168
    58	Lebanon			     5,971		168
    59	Luxembourg		       768		167
    60	Romania			  35,429		164
    61	Tajikistan			  10,804		164
    62	Honduras			  11,589		161
    63	Slovakia			    8,493		158
    64	Hungary			  15,720		156
    65	Lesotho			    2,924		156
    66	Bulgaria			  11,436		148
    67	Spain			  64,215		145
    68	Dominican Republic		  12,725		143
    69	Malaysia			  35,644		141
    70	Brunei			      529		140
    71	Argentina			  54,472		140
    72	Zimbabwe			  18,033		139
    73	Colombia			  62,216		134
    74	Saudi Arabia		  28,612		132
    75	Fiji			    1,113		131
    76	Kuwait			    3,500		130
    77	Kenya			  47,036		130
    78	Netherlands		  21,013		128
    79	Algeria			 42,000		127
    80	Australia			  25,353		126
    81	Peru			  35,642		126
    82	Cameroon			  20,000		125
    83	United Kingdom		  88,458		124
    84	Samoa			      223		123
    85	Portugal			  12,870		121
    86	Myanmar			  60,000		120
    87	China		             1,548,498		118
    88	Tonga			       128		114
    89	Sri Lanka			  23,613		114
    90	Tanzania			  43,911		113
    91	Albania			    3,491		111
    92	Philippines			  89,639		108
    93	Canada			  34,096		107
    94	Madagascar		  20,294		107
    95	Austria			    8,766		105
    96	Viet Nam			  88,414		105
    97	Italy			  61,721		104
    98	Jordan			    5,589		104
    99	F.Y.R.O.Macedonia		    2,026		99
    100	Nicaragua			    5,610		98
    101	South Korea		  45,882		97
    102	Germany			  78,581		95
    103	Bahrain			      701		95
    104	Uganda			  26,126		95
    105	Ecuador			  12,251		93
    106	Belgium			    9,597		91
    107	Turkey			  65,458		91
    108	Greece			    9,984		90
    109	Armenia			    2,879		89
    110	Egypt			  61,845		87
    111	Malta			       352		86
    112	Paraguay			    5,063		86
    113	France			  52,009		85
    114	Switzerland		    6,111		83
    115	Bolivia			    7,710		83
    116	Yemen			  14,000		83
    117	Sweden			    7,450		82
    118	Sao Tome & Principe		       155		82
    119	Croatia			    3,594		81
    120	Oman			    2,020		81
    121	Denmark			    4,198		77
    122	Cyprus			       580		76
    123	Finland			    3,954		75
    124	Venezuela			  19,853		74
    125	Ireland			    3,080		72
    126	Laos			    4,020		69
    127	Papua New Guinea		    4,056		69
    128	Norway			    3,048		66
    129	Slovenia			    1,301		65
    130	Vanuatu			       138		65
    131	Togo			    3,200		65
    132	Japan			  79,055		62
    133	Solomon Islands		       297		62
    134	Djibouti			       384		61
    135	Bosnia & Herzegovina		    1,526		59
    136	Syria			  10,599		58
    137	Cambodia			    8,160		58
    138	Guatemala			    7,227		57
    139	Pakistan			  89,370		57
    140	Qatar			       465		55
    141	Ghana			  12,736		55
    142	Senegal			    5,360		54
    143	Bangladesh		  71,200		50
    144	Indonesia			  99,946		45
    145	Haiti			    3,670		43
    146	Timor-Leste		       320		41
    147	Iceland			       119		40
    148	Congo			       918		38
    149	Sudan			  12,000		36
    150	Gambia			       450		32
    151	India			 332,112		30
    152	Comoros			       200		30
    153	Nigeria			  40,444		30
    154	Mauritania			       815		26
    155	Nepal			    7,135		26
    	Palestinian Territories		..		..
    	Equatorial Guinea		..		..
    	Bhutan			..		..
    	Eritrea			..		..
    
    
      Countries for which there is no adequate or comparable data are listed at the bottom of the table.

      Because of differences in legal definitions, data are not strictly comparable across countries.

      Data refer to a year 2007, but in some cases to a different year if otherwise not available. In some cases the intentional homicide rate differs from the standard definition or refers to only part of a country.

      Data from ICPS - International Center for Policy Studies.

    NOTE: The table on this page is re-published from data provided by the United Nations Development Program. No claims are made regarding the accuracy of prisoner information contained here. All suggestions for corrections of any errors about national prison incarceration rate index should be addressed to the UNDP.


    + نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 18:11  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    سي رايت ميلز(جامعه شناس راديكال)

     نوشته: علي ميرزامحمدي دانشجوي دکتری جامعه شناسي

    چكيده

    سي رايت ميلز يكي از چهره هاي معروف جامعه شناسي است. يكي از بارزترين ويژگيهاي سي رايت ميلز مبارزه جوييش بود. او زندگي شخصي و حرفه اي پر تب و تاب و پر حادثه اي داشت. آثار مهم اوعبارتند از: 1-يقه سفيدان (1951) 2-نخبگان قدرت (1956) 3-منش و ساختار اجتماعي 4-بانكي گوش كن: انقلاب كوبا(1960) 5-ماركسيستها (1962) 6-تخيل جامعه شناسي(1959) .میلز را معمولا يكي از پیشقدمان اصلی جامعه شناسی قدرت و همچنین جامعه شناسی نخبگان می شناسند . میلز بر نظریه كاركرد گرایی ساختاری و كثرت گرايي انتقادهای مهمي مطرح نموده است. ميراثي كه ميلز بر جاي گذاشته بسيار غني است. تاثير آثار او در رشته هاي مختلف جامعه شناسي از جمله جامعه شاسي انتقادي, فمنيسم, انقلاب, اقشار و اخيرا جامعه شناسي پست مدرنيسم بسيار چشمگير است.


    سي رايت ميلز

    علي ميرزامحمدي

    PNU


    انگيزه هاي محرك: زندگي و جهت گيري


      سي رايت ميلز در 28 اوت 1916در شهر ويكو تگزاس پا به جهان گذاشت. او در خانواده طبقه متوسط  متعارف پرورش يافت .پدرش يك دلال بيمه و مادرش خانه دار بود. .ميلز وارد دانشگاه تگزاس شد و در 1939ليسانس و فوق ليسانس خود را از همين دانشگاه گرفت. او يك دانشجوي فوق العاده بود كه در همان زمان كه دانشگاه تگزاس را ترك گفت مقالاتي را در دو مجله عمده جامعه شناسي به چاپ رساند. پس از دریافت درجه لیسانس و فوق لیسانس در رشته فلسفه از دانشگاه تگزاس، برای مطالعه جامعه شناسی به دانشگاه ویسکانسین رفت؛ ميلز دوره دكترايش را در دانشگاه ويسكانسين گذراند و از همين دانشگاه درجه دكترا گرفت .  محیطی كه در آن تحت  تاثیر دانشمند مهاجر آلمانی، هانس گرت قرار گرفت. آنها به زودی فراتر از رابطه معمول استاد و  دانشجو به  یك رشته کارهای  مشترك  پرداختند  كه بر روانشناسی اجتماعی متمركز گردیده بود و كارهای جامعه شناس آلمانی ،ماكس وبر را ،به انگلیسی زبانان معرفی می كرد.

    میلز ضمن به پایان رساندن دوره ی  دکتری  جامعه شناسی  و ادامه  همکاری  و طرحهای مشترک  با گرت، مدتی در دانشگاه مریلند تدریس کرد. با در نظر گرفتن نزدیکی اش به پایتخت، توانست با فعالیتهای سیاسی در مراکز قدرت آشنا شود. اما میلز مردی عجول بود. او ، که  از زندگی  در محیط بسته دانشگاه خرسند نبود ،بر آن شد که  روشنفکری مردمی شود. به این منظور  به سوی پایتخت فرهنگی کشور، یعنی نیویورک، رهسپار گردید. با کمک  سردبیر وقت  و سوسیالیست سابق نیویورک ، دانیل بل روشنفکر، میلز به آپارتمانی در دهکدۀ  گروینچ انتقال یافت و به دنبال كردن هدف خود ،تركیب زندگی پژوهش گرانه با زندگی روشنفكری هواخواهانه ،پرداخت. او موقعیتی در دانشگاه کلمبیا به دست آورد، و در ضمن برای مجلات گوناگون جناح چپ آن زمان ، مانند مجلۀ  نیولیدر بل، نیوریپابلیک  و پارتیزان ریویو، و مجلۀ اتحادیه به نام کار و ملت مقاله می نوشت (1977  Scimecca .(       

    میلز خیلی زود با دوایت مک دانلد، سیاستمدار رادیکال مستقل، ارتباط برقرار کرد ؛ مک دانلد رفاقتشان را به خاطر خلقیات مشترك دانسته و نوشته است:«ما در تركیب خاصی از بی گناهی و بدبینی و خوش بینی و شکاكیت اشتراك داشتیم. ما همیشه امید وار ، و همیشه سر خورده بودیم».

    میلز توانایی غریبی در رنجاندن کسانی داشت که با او دوستی می کردند. زندگی او پر بود از درگیری با این گونه افراد ،که  با گرت آغاز شد و با دیگران از جمله  بل ، مک دانلد و افراد برجستۀ دیگر در محیط  فکری نیویورک  و همکارانش در رشتۀ جامعه شناسی دانشگاه کلمبیا ادامه یافت. حاشیه نشینی فزاينده او کمکی به تعدیل مواضع او نکرد. حتی نوشته هایش با گذشت زمان تندتر شد. توازن میان دانشمند پژوهشگر و هوا خواه متعصب در کارهای بعدی اش، که به مساَيل مربوط به امکان بروز یک جنگ جهانی دیگر و به دگرگونی های انقلابی در جهان سوم اختصاص یافته ،از میان رفت.

    میلز در سه نوشته ای که طی دوره ای هشت ساله ، که در 1948 آغاز گردید ،انتشار داد روشن ترین مواضع خود را در قبال تغییراتی که در جامعۀ سرمایه داری صنعتی از آغاز این قرن رخ داده، بیان کرده است. با این کار، او همچنین ارزیابی خود را از اندیشه ها و محدویت های فکری نظریه پردازان  پیشین، از جمله مارکس،شومپیتر و وبلن ،بدست داده است.(كيويستو1384 :63-57 ).يكي از بارزترين ويژگيهاي سي رايت ميلز مبارزه جوييش بود.به نظر مي رسيد كه با هر كس و هر چيزي سر جنگ دارد. او زندگي شخصي پر تب و تاب و پر حادثه اي داشت .از جمله سه ازدواج و سه فرزند از هر ازدواج. ميلز زندگي حرفه اي پر تب و تابي نيز داشت. ظاهرا با هر كس و هر چيزي مبارزه كرده بود. زماني كه در ويسكانسين دانشجوي فوق ليسانس بود با تعدادي از استادانش در افتاده بود. سپس در يكي از رسالات اوليه اش رييس گروه جامعه شناسي ويسكانسين را به گونه اي نه چندان پوشيده به باد انتقاد گرفت. ميلز نظريه پرداز ارشد ويسكانسين هوارد بكر را يك احمق واقعي ناميد.(ريتزر 1383 :88)

    آثار مهم:


    1-يقه سفيدان (1951)

    نخستين اثر او است كه در آن از منزلت يك رده شغلي رو به رشد يعني كاركنان يقه سفيد به شدت انتقاد مي كند.

    2-نخبگان قدرت (1956)

    در اين اثر ميلز بحث مي كند كه ايالات متحده تحت تسلط يك سري نخبگان قدرت است كه يك گروه نسبتا كوچكي از ثروتمندان و افرادي است كه به خوبي به هم متصل است و به طور يكنواخت با هم تعامل دارند بارها با هم ازدواج مي كنند .جهان بيني مشتركي دارند و براي تحقق برنامه هاي سياسي كه منافع آنها را در بر داشته باشند باهم كار مي كنند .كساني كه به عنوان مديران عالي اجرايي اعضاي هيات مديره شركتهاي بزرگ مامورين رده بالا در حكومت فدرال افسران ارشد در نيروهاي ارتشي كار مي كنند. اين گروه قادرند كنترل روي سه ناحيه نهادي عمده اقتصادي حكومتي و ارتشي اعمال كنند .آنها كنترل خودشان را با چرخش در درون يا بيرون اين سه ناحيه نهادي متفاوت بيشتر تقويت مي كنند.( 426-425 , 2000 Scott, Schwartz ; ).

    3-منش و ساختار اجتماعي

    پخته ترين كار نظري ميلز منش و ساختار اجتماعي است كه با همكاري هانس گرت نوشته است.اين اثر بيشتر از نظريه وبري و فرويدي متاثر است تا نظريه ماركسيستي.با اين همه اين كتاب كار نظري عمده اي به شمار مي آيد گرچه امروز چندان خوانده نمي شود شايد براي آنكه با آثار راديكال و شناخته شده تر ميلز چندان همخواني ندارد.در واقع اين اثر بيسشتر تحت تاثير افكار هانس گرت كه به نظريه وبر بسيار علاقه داشت نوشته شده بود.

    4-يانكي گوش كن:انقلاب كوبا(1960)

    در دهه 1950 ميلز بيشر به ماركسيسم و مسايل جهان سوم علافمند شد.همين علاقه باعث شد كه كتابي درباره انقلاب كمونيستي در كوبا به نگارش در آورد.

    5-ماركسيستها (1962)

    ميلز گرچه ماركسيت نبود ولي دريافته بود كه با يد انديشه هاي ماركس جدي گرفته شود(كيويستو:1384:26).به اين جهت كتابي در باره ماركسيسم نوشت.

    6-تخيل جامعه شناسي(1959)

    رويكرد انتقادي ميلز در اين كتاب به اوج خود رسيد.در اين كتاب انتقاد شديد او از تالكت پاسونز و كاربرد نظريه گسترده اش بيشتر از همه جلب توجه مي كرد.در واقع بسياري از جامعه شناسان با نقد ميلز از آثار پارسونز بيشر از جزييات خود آن آثار آشنا بودند. 

    دانش در مورد روشهايي كه نيروهاي اجتماعي بر زندگي ما تاثير مي گذارد مطالعه جامعه شناسي است كه به ما آنرا مي گويد و ما را از اينكه اسير اين نيروها بشويم باز مي دارد.ميلز اين استفاده شخصي از جامعه شناسي را تخيل جامعه شناسي مي نامد مجموعه ذهني كه افراد را به ديدن روابط بين وقايع در زندگي شخصي و وقايع در جامعه شان قادر مي سازد.ميلز عنوان مي كند وقايعي كه ما را به عنوان فرد تحت تاثير قرار مي دهد در ارتباط نزديك با فراز ئ نشيب جامعه ما است.(5 :1995 shepard; ).

    متدولوژي


      كيويستو ، سی رایت میلز را پژوهشگر هنجار شكن معرفي مي كند. از ديد او سی رایت میلز از بسیاری جهات وارث اندیشه وبلن است. منظور این نیست که  میلز از جنبه هایی از كار  وبلن انتقاد نكرده ؛ که در واقع چنین كرده است. با این حال شباهت های میان این دو كاملاّ آشكار است. نخست، هر دو می كوشیدند دانش پژوهشی را با هواداری تركیب كنند و در مقام منتقدان تیزبین جامعه خود جدال بسیاری ایجاد كردند. هر دو رادیكال بودند ،اگرچه هیچ كدام ماركیست نبودند. میلز هم مانند وبلن، اساساّ از اندیشه های مردم گرایانهً امریكایی تاًثیر  پذیرفت. با وجود این ،هیچ كدام معتعقد نبودند که مسايًلی  كه تشخیص داده اند حل شدنی است. نوشته های میلز با گذشت زمان بیش از پیش بد بینانه می شد.(كيويستو :1384: 57)

    گي روشه جامعه شناس معروف معاصراهمیت نظرات میلز را در سه مورد به شرح زیر خلاصه کرده است:

    1.       مفهوم نخبگان را از مفهوم طبقه اجتماعی مجزا کرد .

    2. جامعه شناسی قدرت را طرح ریزی نمود .

    3. راه تحقیقات تجربی در مورد نخبگان را باز کرد .

    و بدین ترتیب میلز را معمولا یکی از پیشقدمان اصلی جامعه شناسی قدرت و همچنین جامعه شناسی نخبگان می شناسند .

    كي روشه از ديدگاه روش شناسي نظريات موسكا را با ميلز مقايسه كرده است. رایت میلز جامعه شناس آمریکایی با وجود آنکه تحت تاثیر نظریات موسکا است ولی با عقاید وی از چند جنبه مهم اختلاف نظر دارد . خاصه آنکه میلز نخبگان را واقعیتی خیلی پیچیده تر و متنوع تر از آنچه که موسکا تلقی نموده است ، می داند و عقیده دارد که تلقی نمودن گروه نخبگان به عنوان یک طبقه ، نوعی ساده پنداشتن و توجیه باطل و گمراه کننده از حقیقت است ، زیرا آنچه که موسکا عنوان نموده باعث مشتبه شدن دو پدیده مجزا و متفاوت طبقه اجتماعی و نخبگان می گردد . و آنچه که مدلل می سازد این دو پدیده مجزا و متفاوت است ، این است که می توان آنها را از هم تفکیک نمود ، مثل آنکه ما صحبت از نخبگان طبقه کارگر یا نخبگان طبقه دهقان می نماییم و بنا براین صحبت از طبقه نخبگان صحیح به نظر نمی رسد.

    بسیاری از مطالعات که بعد از میلز درباره نخبگان و توزیع قدرت بین نخبگان انجام گرفته است ملهم از عقاید میلز است . از آن جمله است ، تحقیقات جامعه شناس کانادایی جان پورتر که در عین حال هم عوامل اشتقاق و هم عواملی که نخبگان سیاسی ، اقتصادی ، تکنولوژیک ، مذهبی و سنديکایی را در کانادا به یکدیگر مرتبط می سازند ، مشخص نموده است.(گي روشه: 1380 :120-119) .

     احسان نراقي جامعه شناس ايراني جامعه شناسی انتقادی را یكی از حوزه های كنونی جامعه شناسی آمريكا مي داند  كه با وبلن  در اوایل قرن حاضر شروع شده وبا رابرت لیند ادامه یافته و در سالهای اخیر رهبری آن با سی و.میلز بوده است. اتباع این حوزه هم از جامعه شناسی آمریكا با نظر انتقادی به بحث و تدقيق می پردازند وهم به طور كلی از جامعه آمريكا.( نراقی :178:1384).

    موضوعات اصلي


    1-تخیل جامعه شناسانه

    كیدنز در بحث خود از توسعه بینش جامعه شناختی كار جامعه شناسانه را بستكی به چیزی می داند که سی رایت میلز در عبارتی مشهور تخلیل جامعه شناسانه نامید. از دیدكاه كیدنز بر خلاف خود میلز بیشتر جامعه شناسان با وجود توجه به این مفهوم آن  را بصورت عاری از قدرت تخیل به كار می برند! تخیل جامعه شناسانه مخصوصا" مستلزم توانایی دور ساختن اندیشه مان  از جریان های عادی زندكی روزانه برای از نو نكریستن به آنها است.

    جنبه دیكری از تخیل جامعه شناسانه وجود دارد- جنبه ای كه  در واقع میلز بیش از همه برآن تاكید ورزیده است .این جنبه به امكانات ما برای آینده مربوط می شود.  كوشش های ما براي تاثير كذاشتن بر تحولات آینده در صورتي كه بر پايه ی  درك جامعه شناختی آكاهانه ی روندهای جاری استوار نباشد بیهوده و ناكام خواهد ماند. (كیندنز 1382: 44-43).

     

    2-نخبگان قدرت

    با وجود اختلافاتی که در نظریات میلز با موسکا مشهود است ، میلز در انجام بررسی تجربی آنچه تحت عنوان (( نخبگان قدرت )) ( خاصه در ایالات متحده ) نام می نهد از موسکا الهام می گیرد . میلز بدون آنکه همانند موسکا به مفهوم طبقه توجه نماید ، از گروه نخبگانی صحبت به میان می آورد که برای تشکیل یک واحد قدرت مسلط بر جامعه ، به هم  می پیوندند و روابطی که این بر گزیدگان را به یکدیگر پیوند میدهد ، اساس و مبنای متفاوتی دارد ، از قبیل آنکه :

    -      این روابط ممکن است بر اساس منافع مشترکی بین بعضی از گروههای بزرگ یا بین موسسات بزرگ باشد . بدین ترتیب همیشه بین نخبگان مسلط ، منافع مشترکی برای حفظ وضعیت حاضر وجود دارد .

    -      ممکن است دولت و اتحادیه های بزرگ کاپیتالیستی دارای منافع مشترک مالی باشند که نمونه آن حمایت سیاسی و نظامی کلیه کشورهای استعمارگر از موسسات سر مایه داری مستقر در مستعمرات و کشورهای عقب مانده است .

    -      می توان نیز در این مورد از منافع مشترک بین نظامیان و اتحادیه های سر مایه داری که از جنگ بهره می گیرند نام برد که هدف آنها تحت تاثیر قرار دادن تصمیمات دولتمردان در سیاست بین المللی است .

    -         از طرف دیگر ، بین نخبگان نوعی اشتراک ذاتا روانی و یا شخصی هم وجود دارد :

    -         روابط دوستی .

    -         روابط خویشاوندی .

    -         روابط زناشویی .

    -         مبادله متقابل خدمات و غیره ...

    این روابط شخصی ، مشارکت منافع بین نخبگان را تشدید نموده و به آن قدرت می بخشد . میلز به منظور انجام چنین تحلیلی است که به مطالعه ای سیستماتیک در مورد نخبگان جامعه امریکا می پردازد . مطالعه وی در زمینه های زیر صورت گرفته است : ترکیب ، منشاء اجتماعی چگونگی تشکیل نخبگان ، روابط بین نخبگان مختلف .

    با آنکه این تحقیقات گاه بهره ای از لحاظ روشن شناسی ندارد ، ولی تحقیقات بی ارزشی محسوب نمی شوند . (گي روشه: 1380 :118-119) .

    3-انتقادهای میلز بر نظریه كاركرد گرایی ساختاری و كثرت گرايي

     سی رایت میلز بر کاركرد گرایی  پارسنزی و نظريه ی مکمل آن که آن را تجربه كرایی انتزاعی می خوانند(راب استرنز251:1379)انتقادهای زیادی وارد کرده است  كه به برخی از آنها اشاره می شود:

    1-                 کارکردگرایی ساختاری به فراكرد دگرگونی اجتماعی چنانچه که باید و شاید نمی پردازد(میلز1959)

    2-                 کارکردگرایی ساختاری نمی تواند چنانچه شاید و باید به قضیه کشمش بپردازد .

    3-                 کارکردگرایان ساختاری كرایش به تاکیدبرفرهنك وهنجارهاوارزشها دارند

    4-                 کاركردگرایان ساختاری مشروعیت ایی را که نخبگان جامعه به كار میبرند با واقعیت اجتماعی اشتباه می كیرند.(ریترز:1382: 151-155)

    سی رایت ميلز یكی از بزركترين منتقدان تئوری كثرت كرایی آمریكا بود. او این تئوری را وسيله ای جهت توجیه سیاست های دولت و وضع موجود قلمداد كرد.(محمدی:1379 :89)

     

    4-انتقاد میلز از رويكرد بی سازمانی اجتماعی

    *میلز در سال 1942مقاله ای به چاپ رساند که رویکرد بی سازماني اجتماعی را مورد انتقاد داده بود به گونه ای كه می توان كفت به طور غیر مستقیم از مكتب  فكری  تضاد طرفداری شده بود در این مقالات اصطلاح بی سازمانی همانند آسیب شناسی به دلیل تخلف از هنجار عدم  سو گيري ارزشی مورد انتقاد واقع شده بود(رابینكتن: 1386:  64)نام این مقاله ایدئولوژی عملی آسیب شناسان اجتماعی بود.

    تيپولوژي


    1- تغییر ساختار طبقاتی

    میلز به شناخت شکل های جدید قشربندی که در مرحله ای تازه در تاریخ جوامع صنعتی پدیدار شده بود علاقه داشت ؛مرحله ای که شامل شکل بندی مجدد ساختار طبقاتی می گردید. میلز با پیشینیان خود ، در دیدگاهی اشتراک داشت که در آن برای تقسیمات طبقاتی جایگاه مهمی در نظر گرفته می شد. با وجود این ؛ میلز به سبب اختلافاتی در بارۀ بهترین شیوۀ تبیین رابطه بین اقتصاد و سياست از این سه متفکر جدا شد. برای میلز سیاست بسیار مهمتر بود و ارتباط متقابل بیشتری با اقتصاد داشت . بنابراین ، مشغله  فکری او مطالعه هم زمان طبقات اجتماعی و قدرت سیاسی بود.نخستین کتاب از سه گانۀ مردان جدید قدرت (1948) بررسی جنبش كارگری آمریکاست. میلز در این اثر با مارکس کنار می آید و از آن چه «متا فیزیک کار» مارکسیسم می نامد انتقاد می کند. منظور وی از این اصلاح این است که مارکسیسم در نگریستن به طبقۀ کارگر در حکم طبقه ای انقلابی که قادر به سرنگونی نظام سرمایه داری است در اشتباه است. در جامعۀ صنعتی پیش رفت کاهش تعداد نیروی کار «یقه آبی» و همراه با آن گسترش چشم گیر طبقۀ متوسط نیز نشان داده شده بود. ظهور طبقۀ متوسط جدید موضوعی بود که میلز در کتاب بعدی خود ؛یعنی یقه سفیدها(1951)،به آن روی آورد. میلز در توصیف یک طبقۀ متوسط «جدید» چیزی کاملا متفاوت از طبقۀ متوسط سنتی ــ یا«قدیم»ــ را در نظر داشت. طبقۀ اخیر از سوداگران خرد ، کشاورزان و متخصصان مستقل ــمانند پزشکان و وکلای داد گستری ــ تشكیل گردیده بود. این گروه طبقۀ«یقه سفید» را تشکیل می دهد. به نظر میلز(ix:1951)،«یقه سفیدها به آرامی وارد جامعۀ مدرن شدند. بر خلاف اعضای مستقل طبقۀ متوسط قدیم، بخش جدید وسریعا رو به گسترش این طبقه شامل متخصصان حقوق بگیر بود که در شرکت ها یا مؤسسات بوروکراتیک دولتی کار می کردند.  بر خلاف كار یدی کار گران یقه آبی،مشاغل یقه سفیدها متکی به کار فکری است. این بخش طبقاتی افراد بسیاری را در بر می گرفت،  مثلا ًمدیران میانی، فن ورزها، مدیران، کارمندان کشوری،سرپرستان حقوق بگیر،کارمندان دفتری و فروشندگان. آنها که در رأس این طبقه قرار می گرفتند حقوق خوبی دریافت می کردند، در صورتی که کسانی که در مراتب پایین بودند دست مزد بسیار کمتری می گرفتند. طبقۀ متوسط جدید،مانند همتایان یقه آبی شان،در استخدام صاحبان سرمايه بودند. آن ها به ایجاد وضعیتی کمک کرده بودند که در آن، همان گونه که ریک تیلمن گفته است،«ایالات متحده به ملتی از کارکنان حقوق بگیر تبدیل شده بود که برایشان مالکیت مستقل دیگرانتخابی ماندگارنبود.» میلز در فصل هایی با عنوان های برانگیزنده ،مانند«آفرینش گر مدیر»،«اتحاد مغزها»،«فروشگاه بزرگ»و«پروندۀ بزرگ»(1951)،به سبکی که یاد آور وبلن است ، روان شناس اجتماعی، جهت گیری های فرهنگی وگرایش های سیاسی طبقۀ متوسط جدید را بررسی کرد.میلز می پذیرد که هنوز خیلی زود است که بتوان نتیجه گیری های زیادی دربارۀ خصلت طبقۀ متوسط جدید به عمل آورد، اما گمان می کند که موقعیت آن ها در میانۀ ساختار طبقاتی موجب می شود آنها در مسايل سیاسی و فرهنگی معتدل، محتاط و دنباله رو باشند. رشد چشم گیر این طبقه گرایش های همگون ساز جامعۀ انبوه را رواج داد.

    در سیاست، محتمل به نظر نمی رسید که طبقۀ متوسط جدید بر خلاف همتایان یقه آبی شان که در اتحادیه ها متشکل شده بودند برای پیش برد منافع خود گرد هم آیند؛ در اینجا گرایش های سازش کارانۀ آن ها ــ ترس آن ها از دردسر درست کردن ــ به این معنا بود که به رغم تعدادشان، آن ها مایل بودند پیرو آن چه  میلز (1951) «سیاست پشت جبهه» می نامیدند باشند. کتاب با توصیف بی پرده و واقعی گرایش سیاسی این طبقه پایان می یابد.

    "آن ها گروهی هستند بسیار ترسان از این  که غرولند کنند و بیش از حد به هیجان آمده از تمجیدشان. آنها پشت جبهه ای هستند. در کوتاه مدت آن ها راه های هراس انگیز اعتبار اجتماعی را در پیش خواهند گرفت ؛در درازمدت راه های قدرت را دنبال می کنند، زیرا در نهایت اعتبار اجتماعی را قدرت تعیین می کند."(كيويستو:1384: 57-63)

    2-ظهور نخبگان قدرت

    جهت گیری سیاسی،بد بینی بیان شده در جلد سوم سه گانۀ نخبگان قدرت (میلز،1956) را تبیین می کند. میلز بیش از پیش متقاعد شده بود که دموکراسی  در آمریکا به علت تمرکز فرایندۀ قدرت سیاسی در دست یک گروه نخبۀ سه گانه مرکب از مقامات بلند پایه حکومت فدرال، سر آمدان شرکت های بزرگ و افسران بلند پایۀ ارتش تضعیف می شود. ظهور دولت رفاه در دورۀ نیودیل به تمرکز فرآیندۀ قدرت سیاسی در واشنگتن کمک کرد، در حالی که اقتصاد نیز تمرکز مشابهی را بدست آورد؛ زیرا گسترش شرکت های بزرگ به حذف هرچه بیشتر مؤسسات کوچک اقتصادی انجامید .جنگ جهانی دوم و به دنبال آن دوران جنگ سرد برای نظامیان نشانه نقشی جدید و مهمتر از هر مرحلۀ دیگری در تاریخ امریکا بود. به نظر میلز، تصمیم گیرندگان در این سه حوزۀ نهادی هم قدرت بسیار چشم گیری یافتند و هم بیش از پیش نیز با يكديگر همکاری کردند . نتیجه ظهور یک گروه نخبۀ قدرت بسیار هماهنگ و متحد بود.رونق اقتصادی امریكا و جو سیاسی سركوب گر دوران جنگ سرد دست به دست هم دادند و مانع هر گونه رویارویی شدید با این انتقال شوم از حكومت دموکراتیک به حكومت نخبه گان گردیدند. در دو کتاب پیشین نتیجه گیری شده بود که احتمالاً طبقۀ کارگر و طبقۀ متوسط جدید با این روند مخالفت می كنند. تنها ممکن است حاشیه ای ترین بخش های جامعۀ امریكاــ میلز اقلیت های نژادی را در نظر داشت ــ مقاومت کنند، اما آنها اساساً فاقد توانایی لازم برای جلو گیری از این روند به حساب می آمدند. بنابراین، میلز دلیلی نمی دید نتیجه گیری نکند که آینده ای متضمن تن دادن تودۀ مردم به سلطه گروه نخبۀ جدید خواهد بود.

    رویارویی با گروه نخبه، که ناگهان در دهۀ شصت در دور نمای فرهنگی و سیاسی پد یدار گردید ــ جنبش حقوق مدنی، جنبش ضد جنگ و جنبش ضد فرهنگ ــ باعث تردید در ارزیابی های بد بینانۀ میلز شد. اما او فرصت نیافت در بارۀ این نیروهای عظیم دگر گونی اجتماعی بيانديشد. مرد عجول در  1962در نتيجه حملۀ قلبی  در گذشت؛ او در این زمان فقط 45 سال داشت.(كيويستو:1384: 62-61)

    فرضيات اصلي


    -فرضيات میلز در پست مدرنيسم

    واژه پست مدرنيسم مدتي است كه رايج گرديده است .ميلز در 1959 اعلام داشت :دوره پست مدرن جانشين عصر مدرن مي شود." اين واژه از زمان اعلام ميلز در جاهاي گوناگون ديگري نيز ظاهر شده است.(كيويستو :1384: 189). همچنانکه بسیاری از صاحبنظران( آنتونیو(1991 بست و کلنر 1991 و اسمارت1993 ) یاد آور شده اند سی رایت میلز درمیان معتقدان نظریه نوین  نكات  ما بعد نو گرایانه را در چارچوب نظریه جامعه شناختی به خوبی بیان كرده است. ما بعد نو گرایانه میلز را به دلايل زير از آن  خود می دانند.

    ·      نخست این که او اصطلاح ما بعد نوین را برای توصیف عصر ما بعد روشن اندیشی که تازه وارد آن شده بودیم در عمل به کار برد :ما در پایان آنچه که عصر نوین خوانده می شود قرار گرفته ایم........عصر نوین اکنون جایش را به دو راهی ما بعد نوین می دهد.(میلز :1959  ص165-166)

    ·         دوم  میلز منتقد سرسخت نظریه ی فراگیر نوین در جامعه شناسی به ویژه تالکوت پارسونز بود .

    ·      سوم میلز هوادار نوعی جامعه شناسی درگیر اخلاق و اجتماعی بود. به  تعبیر خودش او خواستار آن نوع جامعه شناسی بود که قضایای همگاني  گسترده را به گرفتاری های خصوصی افراد مرتبط سازد. هر چند که اشاراتی از ما بعد نوگرايي در کار زیمل  و میلز پیدا می شود با این وجود کیدنز معتقد است که  خود نظریه ما بعد نوین را در این جاها نباید جست و جو كرد .برای مثال: بست و كیلز معتقدند که  میلز با توجه به تعمیم فراگیرانه جامعه شناختی اش بررسی های جامعش از جامعه شناسی و تاریخ و اعتقاد به قدرت تخیل جامعه شناختی برای روشن ساختن واقعیت های اجتماعی و دگرگون سازی جامعه يك نوگراي تمام عیار است (1991وصف8).   (ریتزر:808:1383 -807)

    ميلز را بر خلاف هابر ماس جز گروهي بايد دانست كه ظاهرا تصور مي كنند كه سرمايه داري توانسته است بر بحران خود چيره گردد.(كيويستو:1384 :113).

    فرضيات مهم  ميلز در جامعه شناسي قدرت

    -      میلز بیش از پیش متقاعد شده بود که دموکراسی  در آمريكا به علت تمركز فرایندۀ قدرت سیاسی در دست يك گروه نخبۀ سه گانه مركب از مقامات بلند پایه حكومت فدرال، سر آمدان شركت های بزرگ و افسران بلند پایۀ ارتش تضعیف می شود.

    -         توده مردم به سلطه گروه نخبۀ جدید تن خواهند داد.

    -          موقعیت يقه سفيدها در میانۀ ساختار طبقاتی موجب می شود آنها در مسايل سیاسی و فرهنگی معتدل، محتاط و دنباله رو باشند.

    تحلیل وی از عملکرد رهبران کارگران در آمریكای پس از جنگ نشان داد، رهبری كارگری را بخش خصوصی و حکومت  کاملا به همکاری پذیرفته بودند. رهبران کارگران به جای این که خود را پیش آهنگ دگرگون کردن جامعه بداند ،به این که«در نظام اصلی قدرت در حکم شریکی  کوچک تر کاملا یک پارچه شوند» خرسند بودند. میلز بر این باور نبود که تودۀ کارگران نیرویی رزمنده هستند. آنها، همان گونه که لنین بیم داشت، کاملا آماده بودند به پی گیری مسایل«نان و کره» خرسند باشند و به جای این که آرزومند برقراری سوسیالیسم باشند  مي کوشیدند درون نظام سرمایه داری تکۀ بزرگتری از کیک اقتصادی را به دست آورند. (كيويستو:1384: 57-63)

    -فرضيات ميلز در مباحث توسعه و نابرابري

    زاهدي در گروه بندي نظريه پردازان بر حسب آرا در خصوص نابرابري ، ميلز را جز جامعه شناساني مي داند كه اشارات مربوط به موضوع نابرابري اجتماعي در آثارشان اشارات ضمني و نامستقيم تر است.زاهدي در تقسيم بندي ديگري رويكرد ميلز را جز  رويكرد ماركسي ميداند.(زاهدي: 1382 :188-187). ميلز فرصت هاي زندگي را شامل طيف وسيعي از امكانات مي داند كه از احتمال زنده ماندن در طول سال اول زندگي پس از تولد تا امكان آشنايي با هنرها امكانات سلامت زيستن و به طور عادي پرورش يافتن امكان برخورداري از خدمات پزشكي و درماني در صورت بيمار شدن امكان كشيده نشدن به بزهكاري نوجوانان و مهم تر از همه امكان دستيابي به تحصيلات دبيرستاني يا دانشگاهي را در بر مي گيرد.(به نقل از زاهدي :1382 :227)

    -فرضيات ميلز در باب دموكراسي

    ميلز 4نوع دموكراسي را تشخيص مي دهد:

    1-ليبرال دموكراسي

    2-دموكراسي امپرياليستي

    3-دموكراسي توتاليتري

    4-دموكراسي سوسياليستي.

    ميلز صورتهاي مختلفي از دموكراسي را نام مي برد: سنتي /مدرن مستقيم / نا مستقيم ليبرال /پارلماني / توتاليتر .(ميلز:  1380: 226)

     

     

     

    با نكاهي ديگر


    ميلز يك حاشيه نشين دانشگاه بود و خودش هم اين را مي دانست "  من نه تنها جزئا بلكه عميقا و پيوسته غريبه بوده ام". او در يكي از نوشته هايش" تخيل جامعه شناسي" نه تنها نظريه پرداز مسلط زمانه اش تالكت پارسونز بلكه روش شناس برجسته پاول لازارسفلد را كه او نيز همكار كلمبيايي اش بود به مبارزه خواند.

    ميلز نه تنها با آدمها سر سازگاري نداشت بلكه با جامعه آمريكا نيز نمي ساخت و در جبهه هاي گوناگون به آن مي تاخت. اما از همه جالبتر آن كه وقتي از اتحاد شوروي ديدار كرد و در آن به عنوان منتقد عمده جامعه امريكايي مورد ستايش قرار گرفت از اين فرصت براي حمله به سانسور در اتحاد شوروي سود جست و جامش را به سلامتي رهبر پيشين شوروي كه استالينيست ها او را تصفيه و به قتل رسانده بودند بلند كرد "به آرزوي روزي كه آثار لئون تروتسكي در اتحاد شوروي منتشر شود.

     

    ميراث ميلزي


    از ديدگاه من ميراثي كه ميلز بر جاي گذاشته بسيار غني است. تاثير آثار او در رشته هاي مختلف جامعه شناسي از جمله جامعه شاسي انتقادي, فمنيسم, انقلاب, اقشار و اخيرا جامعه شناسي پست مدرنيسم بسيار چشمگير است.برای نمونه  در اين قسمت به تاثیر آثار میلز  بر هاکشیلد اشاره مي كنيم.

    هاکشیلد جامعه شناس صاحب اثر معروف "قلب مهار شده" از میلز تاثیر زیادی پذیرفته است وی زمانی كه در دانشكاه برکیل دانشجوی کارشناسی بود به منبع فکری مهمی یعنی نوشته های جامعه شناختی سي  رايت میلز جلب شد .از میان آثار میلز به خصوص فصلی با عنوان "سالن بزرگ حراج " در کتاب یقه سفید مورد توجه وی قرار گرفت. تعمق و تفكر جامعه شناختی میلز درباره ی از خود بیگانگی فروشندگان كالا در جامعه ی پیشرفته سرمایه داری باعث شد که هاکشیلد به این موضوع بيانديشد كه آیا این نوع مشخص از كار امكان  دارد یا به واقع می تواند بخشی از یك نظام عاطفی تری الگويي روشن و در عین حال نامريي باشد- سیستمی كه از اعمال فردی معطوف به امور عاطفی قواعد احساسی و مبادلات متنوع بین فردی موجود در زندگی شخصی و جمعی تشكیل شده است (راب استرنز1379: 365)

     منابع و مراجع

    + نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 18:6  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    راه حل های مسایل شهری

    اگر ما بخواهیم مسایل شهری را چاره جویی کنیم برخی شاخص ها را باید اتخاذ کنیم. شاخص های پیشنهادی عبارتند از :

    توسعه نظامند مراکز شهری و ایجاد فرصتهای شغلی :

    یک راه حل مهم مسایل شهری ما ، توسعه نظامند مراکز شهری در حال رشد سریع و طراحی یک برنامه سرمایه گذاری بالای 20 سال مناسب آینده است  که می تواند مایه شمار زیادی از مراکز خوب توزیع شده توسعه مراکز شهری بادوام در سراسر کشور بشود.تاکنون ما توجه خود را بر برنامه های تهیه حقوق استخدامی در نواحی روستایی از طریق IRPD ؛NREP ؛ و JRY برای بازگشت افراد به روستاها معطوف کرده ایم.هرچند برای اشتغال روستایی مجوزهای فراوانی فراهم شده است ولی این خود کافی نیست. فراهم آوردن اشتغال درآمدزا در بخش کشاورزی ورای یک نقطه ویژه ممکن نیست. به این منظور ، ما مجبوریم بر برنامه هایی تاکید ورزیم که می تواند به فعالیتهای پشتیبانی افراد در شهرها اجازه بدهد.

    طراحی محلی در حین طراحی شهری:

    طراحی شهری تقریبا" شهرمحور است.ما همیشه از طراحی شهر و شهرک سخن به میان می آوریم اما هرگز از توسعه طراحی شده کل منطقه صحبت نمی کنیم بلکه سخن از این می شود جمعیت منطقی گسترده شده و فعالیتها درست توزیع شده اند.طراحی شهری یک راه موقت است اما طراحی محلی می تواند یک راه حل بسیار مداوم باشد. برای مثال ، به جای تهیه مسکن برای حاشیه نشینان در شهرها از طریق قدرتهای توسعه شهری از طراحی محلی ، می توان مهاجران را به سایر نواحی که ممکن است جاذبه های اشتغال فراهم کند رهنمون کرد و به این شیوه سرعت رشد شهرهای موجود کنترل شود.وقت آن رسیده که حداقل در شروع طرح پنج ساله نهم ( 1997) ، دولت هند به ایالت ها کمک کند سازمانهای طراحی محلی را تقویت و طرح های پرمحتوای اسکان محلی را تکمیل کند.

    تشویق صنایع در انتقال به نواحی عقب مانده:

    سیاست قیمت گذاری زمین در تکه های بزرگ با قیمت های پایین می بایست با تشویق صنایع به جابجایی به نواحی عقب مانده واگذار شود.این سیاست همچنین مراقبت از توسعه خطی کلانشهر و شهرهای بزرگ را نیز شامل می شود. سیاست ایالتی از نظر پتانسیل  از عهده زمینهای با قیمت بالا داخل و اطراف شهرهای بزرگ بر می آید. با نگاهی به بهره برداری ارزش کامل آنها در سالهای آینده نیز به توجه جدی نیازمند است.

    خودکفایی شهرداری از نظر تامین منابع مالی :

    مردم اهمیتی به پرداخت مالیات نخواهند داد مگر اینکه پول آنها اختصاصا" به احداث جاده ، فراهم آوردن سیستم فاضلاب ، کاهش کمبود آب و تهیه برق اختصاص یابد.این حقیقت شناخته شده ای است که شهرهای ما از فشار منابع فلج کننده رنج می برند.اگر تنبیه مانع گرفتن رشوه به ادارجات شهری شود دلیلی وجود ندارد که چرا سازمانهای شهرداری در جمع آوری پول از ساکنان شهر آنرا مشکل می یابند. یک شهر می بایست بهای توسعه خودش را در خود داشته باشد. حمایت مالی بالا از طرف حکومت ایالتی مشکل است.با تجدید نظر در مقدار مالیات آب و برق پول می تواند جمع آوری شود و پول بیشتر در سر هر سال می تواند برای تهیه نیازهای تفریح و آسایش در دسترس باشد.وقتی صنعت و تجارت جدید در داخل شهر و یا در حاشیه شهر قرار بگیرد می توان به شیوه مناسب مالیات گرفت طوریکه پول مازاد به بدنه محلی مناسب باشد.

    تشویق و حمایت از حمل و نقل خصوصی:

    چرا حمل و نقل شهری انحصار ملی است؟ وقتی حمل و نقل توسط کارکنان ایالتی اداره می شود ؛ به این مساله توجه می شود که آنها شدیدا" گستاخانه و بی عاطفه برخورد می کنند.پشتیبانی اتحادیه کارگری آنها را به تداوم اعتصابات مداوم تشویق می کند. پس ضروری است که حمل و نقل غیر دولتی مورد حمایت قرار گیرد.مینی بوسهای خودراننده و خدمات تندرو کرایه بالاتری را مطالبه خواهند کرد اما مسافران به تصور خدمات بهتر تمایلی به پرداخت این هزینه ها نخواهند داشت.

    اصلاح اقدامات کنترل کرایه:

    قوانین نظارتی ساخت مسکن های جدید یا کرایه منزل می بایست اصلاح شود. زمین داران تمایل دارند یک اتاق دو در سه را با پرداخت 3 یا 4 لاک  یا نظیر آن اجاره بدهند و آنرا ماهیانه بین 700-500 روپیه کرایه می دهند و بنابراین مستاجران برای 10 تا 20 سال آیتده در افزایش کرایه یا تخلیه زمین های مقتضی فشاری ندارند.ایالت ماهاراشترا در اصلاح اقدام کنترل کرایه یک راه ارایه کرد که هزاران خانه مناسب  اجاره را بوجود آورده است. از اقدام مشابه در سایر ایالت ها باید استقبال شود.حکومت مرکزی با اتخاذ سیاست مسکن عملگرایانه در می 1988 ، سیاست مسکن ملی (NHP ) را به پارلمان ارایه کرد که برای بطلان بی خانگی در چرخه قرن  و بهبود کیفیت منزل هایی که با منسوخ کردن حداقل استاندارد تعمیر شده اند هدف گذاری شده بود.به این جهت سیاست خیلی مبهم و آرمانگرایانه بود.آن رویای قابل تحققی برای فاصله زمانی 4 سال مانده تا زمان قرن بیستم بود که سپری می شد.سیاست و برنامه ریزی دولتی باید کنار کذاشته شود.معنای آن این نیست که طرح NHP غیر عقلانی است. استراتژی NHP  کلان محور است.این طرح به دنبال آن است که برای احداث خانه در نرخ های معقول دسترسی سهل الوصولی را برای اقلامی مانند زمین و مواد ساختمانی فراهم نماید.این طرح نیز به دنبال آن است  که کارخانه ها را به استفاده از انواع جدید مواد ساختمانی تشویق کند. به علاوه این طرح مرور حیطه محض قوانین مرتبط با تصرف زمین ، کسب زمین و سقف مالکیت آپارتمان ، قواعد شهرداری و قوانین اجاره داری را جستجو می کند. اما همه اینها موضوعات اذیت دهنده ای هستند.طرح NHP به نفع توسعه گران ثروتمند ، ملاکان و پیمانکاران بوده است. طرح NHP مجبور بوده است که مسکن های مجلل را دلسرد کند و مسکن های مجتمع تعاونی را تشویق نماید. این طرح مجبور بوده طرح های ویژه ای را برای فقرا و افراد کم درآمد شکل دهد.همچنین مجبور بوده برای کارکنان در ساخت خانه محرک اشتغال باشد. نیز مجبور بوده سرمایه مجاز 100 کرور روپیه را -که نمی تواند نیازهای مالی را برآورده کند-  افزایش دهد.تا زمانیکه ، طرح NHP عملگرایانه اتخاذ شود ، امکانپذیر نخواهد بود که به مجموعه اهداف دست پیدا کرد.

     تمرکززدایی ساختاری

     یک پیشنهاد طراحان ابتکاری و برخی تحلیل گران بنیادی ، تمرکززدایی حکومت محلی است. این مستلزم ایجاد گروههای همسایه- محور( همسایگی ) است که گروه متمرکز نامیده می شود و از مشخصه های شهروندان و ادارات شهری است. این مراکز بر اساس نیازهای همسایگی هویت یافته و عمل می کنند. برای مثال، بسیاری از مجتمع های جدید در بسیاری از شهرها با 10 هزار تا 50 هزار نفر سکنه ایجاد شده اند. بنابر این ، این مجتمع ها خودشان یک شهر کوچک محسوب می شوند. برخی عوارض مانند  عوارض مسکن ، عوارض راه ، عوارض روشنایی و غیره می توانند به طور مستقیم در این مراکز به جای دادن آنها به شهرداری ها دست به دست داده شود.این مراکز  مطالب مربط به همسایگی را بدون ارجاع آنها به نهاد شهرداری شهر هدایت خواهد کرد و در حفظ جاده ها  ، روشنایی و نظایر آن از پول های جمع آوری شده استفاده خواهند کرد. بحث برای این نوع از ساختار تمرکززدایی شده درون شهر به این معنا است که همان نظام که به  میلیونها فرد اجازه کنترل جوهری را تمرکز شهری می دهد نقش موثر آنها را در شکل دادن به موسسات که زندگی آنها را شکل داده اند انکار می کنند. مراکز مدنی به آنها  اجازه می دهد محیط خودبسنده خودشان را ایجاد کنند.

    به عنوان نتیجه ، ممکن است خاطر نشان شد که تاثیرات شهرنشینی و شهرگرایی و مسایل شهر هرگز نمی تواند حل شود تا اینکه برنامه ریزی شهری اصلاح شود و اندازه گیری بنیادی صورت بگیرد. این نباید بر اساس منافع جهت دار به نفع منافع مسلم عده محدودی باشد. استفاده از زمین ، تکنولوژی و عوارض باید به نفع مردم باشد  نه به نفع منافع گروههای قدرتمند. ساکنان شهر مجبورند از نظر پولتیکی فعال باشند و خودشان را سازماندهی نمایند و برای تغییر نظام اجتماعی و اقتصادی موجود در شهر پر جنب و جوش باشند.

    + نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 18:5  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت: 16:50 توسط:نگار مختاری
    جامعه ما تشنه داشتن چنین بانوان فرهیخته و زیبا اندیشی است. من با تمام وجود ایشان را تحسین میکنم.
     وب سایت   پست الکترونیک
    زندگینامه دکتر هما زنجانی زاده

    سه شنبه 4 بهمن1390 ساعت: 12:21 توسط:S&M
    سلام خيلي جالب بود استفاده كردم
     وب سایت   پست الکترونیک
    عاملیت و ساختار نوشته دکتر کرامت الله راسخ
    + نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 18:3  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    شاخص هاي فرهنگي ايران و جهان

    احسان اشعري
    کارشناس برق - دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی

    فرهنگ مجموعه اي است پیچیده که در برگیرنده دانستنی ها، اعتقادات، هنر، اخلاقیات، قوانین، عادات و هرگونه توانایی دیگری است که به وسیله انسان به عنوان عضو جامعه کسب شده است.
    اين تعريف شايد معروف ترین و جامع ترین تعریفی است که تا كنون از فرهنگ ارائه گردیده است، كه باتوجه به تعابير بيان شده، نياز به حجم عظيمي از اطلاعات در اين گستره به خوبي احساس مي شود. بنابراين فرهنگ به مثابه ميراث اجتماعي انسان، وجه تمايز او از ساير موجودات به شمار مي آيد .
    توسعه فرهنگی یکی از ابعاد مهم توسعه است و توسعه در سایر ابعاد وابسته به آن می باشد و ارزیابی فرهنگ و تحولات فرهنگی تنها با بکارگیری شاخص های مناسب امکان پذیر است. با نگاهي به اين شاخصها در سطح جهان و مقايسه با آنچه در ايران وجود دارد، مي توانيم نقشه راه توسعه فرهنگي پايدار كشورمان را ترسيم نمائيم.
    امور فرهنگي كه در سال 1980 در كنفرانس عمومي يونسكو تصويب شد، شامل فهرستي از 10 مقوله: ميراث فرهنگي، مطبوعات و انتشارات، موسيقي، هنرهاي نمايشي، هنرهاي تجسمي، سينما و عكاسي، برنامه‌هاي راديويي، فعاليت هاي اجتماعي و فرهنگي، ورزش، بازي‌ها و طبيعت (محيط زيست) بود. اين مقوله‌هاي فرهنگي در ضمن قطعنامه استانداردسازي بين‌المللي آمارهاي مربوط به مخارج عمومي، براي كليه كشورهاي عضو فرستاده شد و در قطعنامه كنفرانس عمومي يونسكو در 1980 در بلگراد به تصويب رسيد كه مي توان شاخص هاي ديگر و بيشتري را مانند تعداد فيلم‌هاي وارداتي و در مقابل توليد شده در داخل، تعداد فرستنده‌هاي تلويزيوني، ساعات پخش برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني به تفكيك نوع برنامه، واردات، صادرات، مصرف و توليد كاغذ روزنامه، نشريات عمومي و تخصصي، كتب توليد شده مربوط به كودكان، تعداد كتب ترجمه شده و... به آن افزود .
       پس از آن یونسکو در گزارش جهانی فرهنگ در سال 1998 و 2002 به ارائه شاخص های فرهنگی کشورهای مختلف جهان همراه با داده های مربوط به آنها پرداخته است. البته این شاخص ها به هیچ وجه بر ارزیابی جهانی فرهنگ تدوین نشده اند، زیرا فرهنگ جهان متنوع و پیچیده است. این شاخص ها تنها جنبه هایی از فرهنگ جهانی را که به آسانی قابل تشخیص است، نشان می دهد.
    در گزارش سال 1998 یونسکو حدود 125 شاخص معرفی شده که طبقات اصلی شاخصهای ارائه شده به شرح زیرمی باشد:

    فعالیت های فرهنگی:
    روزنامه- کتاب- کتابخانه- موسیقی- بایگانی و موزه ها- رادیو، تلوزیون، سینما- هنرهای نمایشی- تعطیلات عمومی- محوطه های میراث جهانی- تجارت کالای فرهنگی- جهانگردی بین المللی- ارتباطات و فناوری جدید

    گرایش های فرهنگی:
    - کتاب- روزنامه ها و اوراق چاپی- رادیو و تلویزیون- سینما- ارتباط و سفر- مبادلات فرهنگی- پذیرش کنوانسیون های فرهنگی- کنوانسیون های حقوق بشر- ترجمه و انتشار کتاب به زبان های خارجی- ترجمه از زبان اصلی- نویسندگانی که آثارشان بیشتر ترجمه شده است- محیط زیست- کنوانسیون های میراث فرهنگی
     
    شاخص های فرهنگی در ایران:
    در گزارش سال 1378 این شاخص ها در قالب طبقات اصلی ذیل طبقه بندی شده است.
    -  رادیو و تلویزیون- سینما، عکس، ویدئو- نمایش( تئاتر)- موسیقی- ادبیات- معارف- میراث فرهنگی- ورزش- گردشگری- هنرهای تجسمی- محیط زیست- بودجه فرهنگی

     فعالیت های فرهنگی خارج از کشور:
    همچنين در مقايسه شاخص هاي فرهنگي در ايران و جهان لازم است با حوزه هاي فرهنگي جهان آشنا شويم كه عبارتند از :
    1-حوزه فرهنگی اسلامی: شامل کشورهای خاورمیانه، آفریقای شمالی و بخشی از صحرای آفریقا و قسمتی از آسیای میانه و کشورهای مسلمان آسیای جنوب شرقی است.
    2-حوزه فرهنگی اروپایی: شامل اروپای شمالی، غربی، جنوبی، مرکزی و بخشی از اروپای شرقی است.
    3-حوزه فرهنگی روسی- اسلاو:که شامل کشورهای روسیه، اوکراین و بخشی از کشورهای اروپای شرقی و جنوب شرقی است.
    4-حوزه فرهنگی آمریکای شمالی: شامل کانادا و ایالات متحده آمریکاست.
    5-حوزه فرهنگی آمریکای لا تین: شامل کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی است.
    6-حوزه فرهنگی چینی- ژاپنی: بیشتر شامل کشورهای چین، ژاپن، کره شمالی و جنوبی است.
    7-حوزه فرهنگی آفریقای سیاه: شامل کشورهای جنوب و مرکز آفریقاست.
    8-حوزه فرهنگی هندی: شامل شبه قاره هند (کشورهای هند، بنگلادش و بخشی از پاکستان) است.
    9-حوزه فرهنگی آسیای جنوب شرقی: شامل کشورهای سنگاپور- ویتنام- کامبوج و برمه است.
    10-حوزه فرهنگی استرالیایی- اروپایی: شامل کشورهای استرالیا و زلاندنو است.

    با مطالعه آمار ارائه شده بر مبناي برخي از اين شاخص ها و اين حوزه ها كه قابل دسترسي بود به نتايج مهمي دست پيدا مي كنيم:
    1. تیراژ روزنامه ها که این شاخصه ناظر بر جریان آگاه سازی است. 78 روزنامه برای هر 1000 نفر در سطح جهان منتشر می شود. در کشورهای اسلامی معدل این شاخص 45 روزنامه برای هر هزار نفر است.
    2. شاخص بعدی تولید فیلم سینمایی است. این شاخص ناظر به توان تبدیل اندیشه به هنر و تصویر و اثرگذاری بر مخاطب.است. شاخص های جهانی تولید 3580 فیلم سینمایی در سال است. اما کشورهای اسلامی آن چنان فعالیتی در این زمینه ندارند. به جز ایران که یکی از 10 کشور صاحب صنعت سینما است. شاخص ایرانی تولید 100 فیلم در سال است. اما سایر کشورهای اسلامی متأسفانه روند شاخصی ندارند.
    3. تئاتر یکی از هنرهايی است که مستقیما با اندیشه سر و کار دارد. تئاتر فرهنگ انسان است که بیانگر کیفیت بالای مصرف فرهنگی و هنری است. تعداد تماشاگران تئاتر از هر 1000 نفر در جهان 120 نفر در سال است و در ایران 20 نفر است.
    4. در شاخص هنرهاي نمايشي در زمينه اجرای تئاتر در خارج از کشور و تئاترهای خارجی در داخل کشور كه بیانگر مبادلات هنری است. در این حیطه ایران با 27 نمایش از دومين رتبه در جهان اسلام برخوردار است.
    5. شاخص آثار ميراث فرهنگی بیانگر انعکاس جهانی ابن میراث، داشته های تمدنی و فرهنگ اسلامی است. 495 اثر به عنوان میراث بشری به ثبت رسیده اند و حوزه ایرانی 5 اثر دارد.
    6. شاخص بعدی ورود جهانگردان خارجی است. تعداد جهانگردان ورودی به ازای هر 100 نفر شاخص جهانی 11 است،
    در كشورهاي عربی 25 و در ایران6/0است. معدل جهان اسلام هشت نفر است.
    7. تعداد نسخه های کتاب منتشر شده به ازای هر صد نفر شاخص دیگری است که بیانگر کیفیت فرهنگی در هر جامعه ای است. در این حوزه در سال برای هر صد نفر 200 نسخه کتاب منتشر می شود واين رقم در ایران 5 است.

    نتیجه این که در بیش از 90 درصد شاخص های فرهنگی ذکر شده، وضعیت جهان اسلام پایین تر از وضعیت جهانی است. كه به تبع آن ايران نيز از چنين وضعيتي برخوردار است كه اين وضعيت اگر نگوییم نشانه بحران است، می توان گفت نشان از تهدید است. همچنین جوامع مسلمان بیش از این که تولید کننده آثار و برنامه های فرهنگی باشند مصرف کننده فرهنگی هستند.

    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 14:47  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    Global Peace Index

    From Wikipedia, the free encyclopedia
    Jump to: navigation, search
    World map of the Global Peace Index 2011. Countries appearing more green are ranked as more peaceful, countries appearing more red are ranked as less peaceful.
    Change of number of countries in each GPI class from 2007-2011.

    The Global Peace Index (GPI) is an attempt to measure the relative position of nations' and regions' peacefulness. It is the product of Institute for Economics and Peace (IEP) and developed in consultation with an international panel of peace experts from peace institutes and think tanks with data collected and collated by the Economist Intelligence Unit. The list was launched first in May 2007, then continued on May 2008, 2 June 2009, 10 June 2010 and most recently on 25 May 2011. It is claimed to be the first study to rank countries around the world according to their peacefulness. It ranks 153 countries (up from 121 in 2007). The study is the brainchild of Australian entrepreneur Steve Killelea and is endorsed by individuals such as Kofi Annan, the Dalai Lama, archbishop Desmond Tutu, former Finnish President Martti Ahtisaari, Muhammad Yunus, economist Jeffrey Sachs, former president of Ireland Mary Robinson, and former US president Jimmy Carter. Factors examined by the authors include internal factors such as levels of violence and crime within the country and factors in a country's external relations such as military expenditure and wars.

    Contents

     [hide

    [edit] Methodology

    The research team was headed by The Economist Intelligence Unit in conjunction with academics and experts in the field of peace. They measured countries' peacefulness based on wide range of indicators, 23 in all (originally 24 indicators, but one was dropped in 2008). A table of the indicators is below.[1] In the table, UCDP stands for the Uppsala Conflict Data Program maintained by the University of Uppsala in Sweden, EIU for The Economist Intelligence Unit, UNSCT for the United Nations Survey of Criminal Trends and Operations of Criminal Justice Systems, ICPS is the International Center for Prison Studies at King's College London, IISS for the International Institute for Strategic Studies publication The Military Balance 2007, SIPRI for the Stockholm International Peace Research Institute Arms Transfers Database, and BICC for the Bonn International Center for Conversion.

    #
    Indicator
    Source
    Year(s)
    Coding
    1 Number of external and internal wars fought UCDP 2004 to 2009 Total number[2]
    2 Estimated deaths due to external wars UCDP 2010 Total number[2]
    3 Estimated deaths due to internal wars UCDP 2010 Total number[2]
    4 Level of organized internal conflict EIU 2010 to 2011 Qualitative scale, ranked 1 to 5
    5 Relations with neighbouring countries EIU 2010 to 2011 Qualitative scale, ranked 1 to 5
    6 Level of perceived criminality in society EIU 2010 to 2011 Qualitative scale, ranked 1 to 5
    7 Number of refugees and displaced persons as percentage of population UNHCR and IDMC 2009 to 2010 Refugee population by percentage of the origin country's population
    8 Political instability EIU 2010 to 2011 Qualitative scale, ranked 1 to 5
    9 Level of respect for human rights (political terror scale) Amnesty International 2009 Qualitative measure
    10 Potential for terrorist acts EIU 2010 to 2011 Qualitative scale, ranked 1 to 5
    11 Number of homicides UNCTS 2005 to 2009 Intentional homicides, including infanticide, per 100,000 people
    12 Level of violent crime EIU 2010 to 2011 Qualitative scale, ranked 1 to 5
    13 Likelihood of violent demonstrations EIU 2010 to 2011 Qualitative scale, ranked 1 to 5
    14 Number of jailed persons ICPS 2010 Persons incarcerated per 100,000 people
    15 Number of police and security officers UNCTS 2008 to 2010 Civil security officers per 100,000 people[3]
    16 Military expenditure as a percentage of GDP IISS 2009 to 2010 Cash outlays for armed forces, as a percentage of GDP[4]
    17 Number of armed services personnel IISS 2010 Full-time military personnel per 100,000 people
    18 Imports of major conventional weapons SIPRI 2009 to 2010 Imports of major conventional weapons per 100,000 people[5]
    19 Exports of major conventional weapons SIPRI 2009 to 2010 Exports of major conventional weapons per 100,000 people[5]
    20 Funding for UN peacekeeping missions IEP 2007 to 2010 Total number
    21 Number of heavy weapons IEP 2009 Weapons per 100,000 people[6]
    22 Ease of access to small arms and light weapons EIU 2010 to 2011 Qualitative scale, ranked 1 to 5
    23 Military capability or sophistication EIU 2010 to 2011 Qualitative scale, ranked 1 to 5

    Indicators not already ranked on a 1 to 5 scale were converted by using the following formula: x=(x-Min(x))/(Max(x)-Min(x)) where Max(x) and Min(x) are the highest and lowest values for that indicator of the countries ranked in the index. The 0 to 1 scores that resulted were then converted to the 1 to 5 scale. Individual indicators were then weighted according to the research team's judgment of their importance. The scores were then tabulated into two weighted sub-indices: internal peace, weighted at 60% of a country's final score, and external peace, weighted at 40% of a country's final score.[7]

    The main findings of the Global Peace Index are[8]:

    • Peace is correlated to indicators such as income, schooling and the level of regional integration
    • Peaceful countries often shared high levels of transparency of government and low corruption
    • Small, stable countries which are part of regional blocks are most likely to get a higher ranking.

    Statistical analysis was applied to discover more specific drivers of peace. Specifically, the research team looked for indicators that were included and excluded from the index that had high levels of correlation with the overall score and rank of countries. Among the statistically significant indicators that were not used in the analysis were the functionality of a country's government, regional integration, hostility to foreigners, importance of religion in national life, corruption, freedom of the media and GDP per capita.[9]

    Notably absent from the 2007 study are Belarus, Iceland, many African nations, Mongolia, North Korea, and Afghanistan. They were not included because reliable data for the 24 indicators was not available.[10] Most of these countries are included in the 2010 Index, which now ranks 149 countries worldwide.

    [edit] Criticism and response to criticism

    The Economist, in publishing the index, admitted that, "the index will run into some flak." Specifically, according to The Economist, the weighting of military expenditure "may seem to give heart to freeloaders: countries that enjoy peace precisely because others (often the USA) care for their defense." The true utility of the index may lie not in its specific rankings of countries now, but in how those rankings change over time, thus tracking when and how countries become more or less peaceful.[11]

    The Peace Index has been criticised for not including indicators specifically relating to violence against women and children. Riane Eisler, writing in the Christian Science Monitor, argued that, "to put it mildly, this blind spot makes the index very inaccurate." She mentions a number of specific cases, including Egypt, where she claims 90% of women are subject to genital mutilation and China, where, she says, "female infanticide is still a problem," according to a 2000 UNICEF study.[12]

    The Index has been widely recognized and is used by a number of organizations and think tanks worldwide including the World Bank,[13] the Organisation for Economic Co-operation and Development (OECD),[14] and Wikiprogress.[15]

    Professor Jeffrey Sachs, Director of the Earth Institute at Columbia University said: "The GPI continues its pioneering work in drawing the world’s attention to the massive resources we are squandering in violence and conflict. The lives and money wasted in wars, incarcerations, weapons systems, weapons trade, and more, could be directed to ending poverty, promoting education, and protecting the environment. The GPI will not only draw attention to these crucial issues, but help us understand them and to invest productively in a more peaceful world."[16]

    The Index has received endorsements from a number of major international figures, including the former Secretary-General of the United Nations Kofi Annan, former President of Finland and 2008 Nobel Peace Prize laureate Martti Ahtisaari, the Dalai Lama, archbishop Desmond Tutu, Muhammad Yunus, and former United States President Jimmy Carter.[17] Steve Killelea, the Australian philanthropist who conceived the idea of the Index, argues that the Index "is a wake-up call for leaders around the globe."[18]

    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 14:36  توسط  ali mirzamohammadi  | 




    کتاب "جامعه شناسی خشونت ورزشی" نوشته محمد مهدی رحمتی از سوی شرکت انتشارات علمی و فرهنگی با شمارگان 2000 نسخه و در 250 صفحه منتشر شد.

     مهر : چارچوب کتاب "جامعه‌شناسی خشونت ورزشی" مبتنی بر یک دل‌مشغولی جامعه شناسانه است. این کتاب در پی پاسخگویی به این سوال است که با بررسی جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی ورزش از چه طریق می‌توان به سازوکارهای سودمند در مورد نوع و شیوه عمل افراد و گروه‌های اجتماعی دست یافت؟

    ادعای این کتاب این است که جمعیتها و گروههای حاضر در ورزشگاه‌ها جمعی فرقه‌ای هستند که براساس برخی متغیرهای اجتماعی مانند پایگاه اقتصادی و اجتماعی، سن و طرفداری از تیمهای ورزشی خاص، هویت یافته‌اند و تعارض بین این هویتها به این دلیل در ورزشگاه‌ها ظاهر می شود که در ‌آنجا فرصت نمایش و بروز پیدا می‌کنند.

    در کتاب "جامعه شناسی خشونت ورزشی" تاکید زیادی بر اهمیت نظریه جامعه‌شناسانه، واقعیتها و شیوه‌های شناخت و درک خشونت ورزشی به عنوان یک پدیده اجتماعی می‌شود. برای دستیابی به این شناخت،‌ هدف اصلی معطوف به بررسی و بازبینی انتقادی آثار مربوط به خشونت ورزشی به‌ویژه بین تماشگران رشته ورزشی فوتبال است.

    کتاب "جامعه شناسی خشونت ورزشی" شامل سه بخش کلیات، بحثهای نظری و بحثهای تجربی است.
    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 14:28  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    راهنمای کاربران برای اطلس تی آی ۶.۲

    تحلیل داده های کیفی

    ترجمه : علی میرزامحمدی

    ویراستار علمی : دکتر محمد امین قانعی راد( ریاست انجمن جامعه شناسان ایران)

    انتشارات کیان رایانه تهران

    به زودی منتشر می شود.

    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 14:24  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    راهنمای کاربران برای اطلس تی آی ۶.۲

    تحلیل داده های کیفی

    ترجمه : علی میرزامحمدی

    ویراستار علمی : دکتر محمد امین قانعی راد( ریاست انجمن جامعه شناسان ایران)

    انتشارات کیان رایانه تهران

    به زودی منتشر می شود.

    + نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 14:22  توسط  ali mirzamohammadi  | 






    چهارشنبه 25 آبان1390 ساعت: 12:27
    توسط:مهرناز امین آقایی
    جناب آقای میرزامحمدی
    چاپ کتابتون رو تبریک میگم و آرزو می کنم همیشه شاهد موفقیت های شما باشم
     وب سایت   پست الکترونیک



    مژده به پژوهشگران تحقیق کیفی

    + نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 17:50  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    پرسش نامه اهدای عضو

    روی ادامه مطلب کلیک کنید.


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 17:46  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    راهنمای کاربران برای اطلس تی آی ۶.۲

    تحلیل داده های کیفی

    ترجمه : علی میرزامحمدی

    ویراستار علمی : دکتر محمد امین قانعی راد( ریاست انجمن جامعه شناسان ایران)

    انتشارات کیان رایانه تهران

    به زودی منتشر می شود.

    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 19:47  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    محمدامین قانعی راد دارای مدرک کارشناسی پژوهشگری اجتماعی و کارشناسی ارشد و دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران است.

    آثار
    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 19:42  توسط  ali mirzamohammadi  | 

    کنفرانس انجمن بین‌المللی جامعه شناسی، گوتنبرگ، سوئد، ژوئیهٔ ۲۰۱۰، از چپ به راست: ناصر فکوهی، فرهاد خسرو خاور، محمدامین قانعی‌راد، حسین سراج زاده.
    + نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 19:41  توسط  ali mirzamohammadi  |